46سياست را در نفسالامر، همنشين مىبيند. بنابراين از ديدگاه ايشان، مسائل عبادى اسلام، در عين عبادى بودن، جنبه اجتماعى نيز دارند؛ يعنى عموم احكام و دستورات اسلامى، ابعاد، مراتب و لايههاى متعدد و منسجم دارند. 1
در انديشه امام خمينى(رحمه الله)، حج با ظرفيتها و كاركردهاى اخلاقى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى خود در سطح فردى، ملى و بينالمللى، جايگاه ويژهاى دارد. ايشان با پيامها و سخنرانىهاى خود به مناسبت حج - كه روح آنها بيدارى اسلامى بود -، سعى داشت تا تصور و تفكر جهان اسلام را در مورد حج تغيير دهد تا مسلمانان با نگرشى جامع به حج بنگرند و آن را در ابعاد فقهى، مناسكى، فردى و اخلاقى منحصر نكنند. و با ارائه تفاسير سياسى و اجتماعى از حج، از ظرفيتهاى بىنظير آن در بيدارى اسلامى بهره ببرند. 2
به اين ترتيب مىتوان گفت امام خمينى(رحمه الله)، با احياى حج ابراهيمى، از ظرفيتهاى آن در راستاى صدور انقلاب اسلامى استفاده كرد. به عبارت ديگر مبانى و مؤلفههاى حج ابراهيمى، همان اصولى است كه انقلاب اسلامى بر اساس آن به پيروزى رسيد و به دنبال تحقق آن است و از اين جهت هر دو در يك مسير تحليلپذير است.
به عبارت ديگر انقلاب اسلامى در عرصههاى گوناگون سياسى، اجتماعى و فرهنگى، از مبانى و اصولى برخوردار است كه آن را از ساير انقلابها جدا مىكند. دقت در اين مبانى و اصول، شباهتهاى بسيارى آن با اصول و مبانى حج را نشان مىدهد و از اين جهت است كه رهبر و معمار انقلاب ايران، پس از به پيروزى رساندن انقلاب اسلامى ايران، ايدههاى تحولآفرين خود را در مورد حج بيان داشت.