175مىتوان گفت امروز، استعمار چهره خود را عوض كرده و به جاى حملات نظامى و مستقيم كه سرزمين و جسم ديگران را تهديد مىكرد، تيرهاى سهمگين امواج، قلبها و مغزها را تهديد مىكند. به اين ترتيب امپرياليسم رسانهاى، تداعىگر نوعى جنگ رسانهاى است كه از برجستهترين جنبههاى جنگ نرم و جنگهاى جديد بينالمللى است. 1 رسانههاى غربى بعد از پايان جنگ سرد، كليت اسلام را مورد هجمه تبليغاتى قرار داده و اسلام را با همان ويژگىهاى چهارگانهاى معرفى مىكنند كه در دوره جنگهاى صليبى ساخته و پرداخته شد. 2
ادوارد سعيد در مقدمه مفصلى بر كتاب خود، اسلام رسانهها در سال 1996، به نقل از جف هينس، سيماى جهان اسلام در رسانههاى غربى در دوران پس از جنگ سرد را چنين معرفى مىكند:
براى بسيارى از مردم در غرب، اسلام به صورت يكپارچه با عنوان دارالاسلام، يعنى امت متحد اسلام و ساير مناطق جهان، با عنوان دارالحرب معرفى مىشود؛ به اين معنا كه اسلام با هر چيز بيرون از اسلام در جنگ است. 3
به دنبال اين تصويرسازى منفى و خشن رسانههاى غربى از اسلام 4، بيشتر نظرسنجىهاى اخير در جوامع غربى، نشان مىدهد كه مردم غرب دين اسلام را دومين خطر بعد از كمونيسم مىدانند؛ به طور مثال هشتاد درصد مردم انگليس، چنين اعتقادى داشتند. 5
البته مباحث امپرياليسم خبرى، فقط به ابعاد و مباحث فرهنگى، ارتباطى و رسانهاى محدود نمىشود، بلكه رسانهها و كاركرد اطلاعاتى و خبرى آنها در توسعه