47ساسانى، ايرانيان بسيارى در يمن مقيم بودند و حكومت صنعا و مناطق پيرامونى آن را در اختيار داشتند؛ زيرا يمنىها كه از هجوم حبشيان به تنگ آمده بودند، از دولت ساسانى دعوت كردند براى بيرون راندن حبشيان، به آنان كمك كنند. از اين رو، انوشيروان عدهاى را كه در تعدادشان اختلاف است، به يمن فرستاد. اينان موفق شدند بر بخشهاى قابل توجهى از آن سرزمين، همانند صنعا و مناطق پيرامونى آن، چيره شوند؛ بدين ترتيب، حكومت يمن به دست ايرانيان افتاد. 1
با اقامت اين گروه از ايرانيان در سرزمين يمن، به تدريج، نسلى ايرانى در آنجا پديد آمد كه در منابع اسلامى، به «ابناى يمن» (ايرانزادگان يمن) شهرت دارند. 2
با ظهور اسلام و در سالهاى پايانى حيات رسول الله(ص)، ايرانيان مقيم يمن، به اسلام گرويدند و آن حضرت به ايشان توجه كرد. پيامبر، حكومت باذان ايرانى و جانشينانش را بر آن سرزمين به رسميت شناخت و آنان، به عنوان كارگزاران آن حضرت، همچون گذشته بر مسؤليت خود ابقا شدند.
اسلام آوردن ايرانيان مقيم يمن، پس از آن صورت گرفت كه باذان، حاكم ايرانى منصوب از طرف خسرو پرويز ساسانى در يمن، به اسلام گرويد. 3در منابع شرح حال نگارى صحابه، به وَفْدهايى اشاره شده است كه در سالهاى آخر حيات رسولالله(ص)، از يمن نزد ايشان مىآمدند. 4
ايرانيان ياد شده پس از مسلمان شدن، در تحولات سياسى - نظامى يمن، از جمله
در نبرد با اسود عنسى، يكى از پيامبران دروغين در يمن، نقش داشتند. تراجمنگاران از كسانى مانند جشيش ديلمى، شهر بن باذام، قيس بن مكشوح، فيروز و سعد بن بالويه