46رسول الله(ص) به عنوان صحابى ايرانىتبار معرفى شدهاند. 1
2. پيامبر اكرم(ص) و پادشاه ساسانى
شايد اولين ارتباط رسمى و سياسى ايرانيان با پيامبر اعظم(ص)، به سال ششم يا هفتم هجرى برگردد 2 كه آن حضرت، پادشاه وقت ايران، خسرو پرويز را همانند ديگر حاكمان پيرامون جزيرة العرب، در نامهاى به اسلام فراخواند. بنا بر برخى گزارشها، خسرو پرويز، نامه رسول خدا(ص) را دريد و به آن حضرت اهانت كرد و به حاكم دستنشانده خود در يمن، به نام باذان، دستور داد با فرستادن مأمورانى به مدينه، پيامبر را دستگير كند و نزد او بفرستد.
باذان در اجراى فرمان پادشاه ايران، دو تن از ايرانيان مقيم يمن به نامهاى «بابويه» (باذويه) و «خر خسُرو» (خرخسره يا خسره خرخسرو) را روانه مدينه كرد. 3 در اين ملاقات، رسول خدا(ص) ضمن پيشگويى خبر قتل خسرو پرويز، باذان بن ساسان را به اسلام دعوت كرد و در صورت پذيرش آن، ادامه حكومت بر يمن را به وى وعده داد. بنا بر گزارشى، رسول خدا به خرخسرو، كمربندى از طلا و نقره هديه كرد. از اين رو حِميريان (از قبايل ساكن يمن)، او را صاحب مِعجزه مىخواندند؛ زيرا كمربند در زبان حميريان، معجزه نام داشت. 4
در برخى گزارشها آمده است كه كسرا خسرو پرويز نامهاى به رسول خدا(ص) نوشت و لباس حرير و مشك براى آن حضرت هديه فرستاد. 5 اين گزارش مشهور نيست و با عصبانيت خسرو مناسبت ندارد.
3. مناسبات ايرانيان مسلمان در يمن با پيامبر اكرم(ص)
نزديك به يك سده پيش از اسلام، يعنى از زمان حكومت خسرو انوشيروان