35ايرانى به جده دانستهاند. گزارش ابن المجاور در اين باره چنين است:
هنگامى كه سيراف از رونق افتاده و ويران شد، مردم آنجا آن بندر را ترك كردند و به بندرهاى ديگر در ساحل دريا رفتند و از آن جمله، عدهاى هم به جده آمدند و در آنجا سكونت گزيدند و براى استحكام آنجا، دورتادور شهر را بارويى از سنگ و گچ ساختند و عرض اين بارو را ده وجب گرفتند و در پشت اين بارو و پيوسته به آن، ديوار ديگرى ساختند با سنگ تراشيده، كاشور و گچ و عرض اين ديوار را هم پنج وجب گرفتند و بدين ترتيب، عرض هر دو ديوار كه به هم چسبيده بودند، روى هم پانزده وجب شد. بر اين بارو، چهار دروازه هم تعبيه كردند و دورتادور اين بارو را خندق عظيمى كندند با ژرفا و پهناى زياد كه حفاظ شهر باشد؛ زيرا آب دريا پيوسته در اين خندق جريان داشت و لبريز آن، دوباره به دريا برمىگشت و بدين سان، جده به صورت جزيرهاى درآمده بود كه در وسط آب دريا قرار داشت و وقتى كه ايرانيان اين شهر را بدينسان، در نهايت استحكام ساخته و از گزند مهاجمان مصون و محفوظ داشتند، براى اينكه شهر دچار كمآبى نشود (و از اين راه، خللى در حفاظ آن راه نيابد)، در داخله شهر، تعداد 568 و در خارج شهر هم به همين تعداد، آبانبار ساختند. 1
درباره ارتباط آبادانى جده با بازرگانانى كه از بندر سيراف، آنجا رفتهاند، به جز آنچه در «تاريخ المستبصر» آمده است، در مآخذ قديمىتر از آن هم اشاراتى هست. از نوشته ابوزيد كه گفتهاند خود از بازرگانان سيراف بود و در قرن سوم هجرى مىزيست، نقل شده است كه بازرگانان سيرافى تا جده در درياى احمر و سواحل زنگبار در سواحل شرقى افريقا هم رفتوآمد داشتهاند. گفتنى است در بعضى