203احمد بن محمد بن سهل، از يكى خدمتكاران بنىعباس، نقل كرده است. درصورتىكه چنين روايتى، به وسيله طرقى اطمينانبخش كه مربوط به اين روايت است، تصديق نشود. پذيرش چنين روايتهايى مشكل است. خدمتكار اول و دوم، به صراحت اسمشان ذكر نشده است. همچنين مشكل است كه بتوان به اجتهاد و استنباط ابنطاووس استناد كرد كه معتقد است منصور عباسى، خبر مربوط به اين مكان مقدس را از امامان اهل بيت(عليهم السلام) شنيده است. او خواستار اين بود كه سوءظن موجود را برطرف كند. چراكه خبر شهادت امام على(ع) و مخفى نمودن مكان قبر ايشان از جانب پسرعموهاى علوى منصور مورد تأييد بود. همچنين اين مسائل از طرف خاندان عباسى نيز كه در مراسم تشييع امام على(ع) شركت داشتند و او را به نمايندگى از عبيدالله بن عباس به خاك سپردند، مورد تأييد بود. از ناحيه خاندان جعفر نيز كه در مراسم تشييع و تدفين امام على(ع) به نمايندگى از عبد الله بن جعفر حضور داشتند، مورد تأييد بود.
در ضمن اين مطلب، در برخى از روايتهايى ذكر شده است كه از افرادى نام بردهاند كه با امام حسن و امام حسين(عليهماالسلام) در مراسم تشييع و تدفين امام على(ع) و نماز خواندن بر ايشان شركت داشتهاند؛ همانگونه كه پيش از اين، اشاره شد. افزونبر اين، سيره امام على(ع) و داستان شهادتش و دفن آن حضرت و مكان قبر ايشان بين خاندان بنىهاشم بوده است كه مشهورتر از آن داستانى وجود ندارد و راز آن مخفى نيست كه محل شك و شبهه باشد يا نياز به حصول اطمينان درباره آن وجود داشته باشد؛ تا منصور از صحت آن، اطمينان حاصل نمايد.
اگر روايت صحيح باشد، به عقيده من اين داستان پس از ديدار امام جعفر صادق(ع) از كوفه، در زمان خلافت ابوالعباس سفاح اتفاق افتاده است يا بعد از آنكه منصور، امام صادق(ع) را فراخواند. ما وقوع اين ماجرا را در اواخر