202
داستان نبش قبر امام على(ع) به دستور ابوجعفر منصور
از جمله روايتهايى كه در كتابها و پژوهشهاى مربوط به قبر مطهر امام على(ع) وجود دارد، داستان همراهى نمودن ابوجعفر منصور با يكى از خدمتگزارانش در مكان قبر امام على(ع) و دستور او به نبش و كندن آن، براى تأييد صحت مكان متعلق به قبر آن حضرت (ع) است.
ابن طاووس، مىگويد:
احمد بن محمد بن سهل مىگويد: نزد حسن بن يحيى نشسته بودم كه احمد بن عيسى بن يحيى (پسر برادرش) آمد و از او، درحالىكه من گوش مىكردم، سؤال كرد: «آيا درباره احاديث مربوط به قبر امام على(ع)، به جز روايت صفوان جمّال، روايت ديگرى را مىشناسى؟» گفت: «بله». يكى از خدمتكاران به نقل از خدمتكار بنىعباس نقل مىكند: ابوجعفر منصور گفت: «با خودت يك كلنگ و زنبيل بردار و دنبال من بيا». خدمتكار مىگويد: «آنچه را منصور گفته بود، برداشتم». سپس مىگويد: «با او شبانه رفتم تا اينكه به غرى رسيد. نزديك قبر كه رسيد، گفت: بكن. من هم آنجا را كندم تا اينكه به قبر امام على(ع) رسيدم. اين قبر نمايان شد». منصور گفت: «آن را كور كن. واى بر تو. اينجا قبر امام على(ع) است. فقط مىخواستم به اين مكان علم پيدا كنم». 1
اگر روايتى را نيابيم كه اين روايت را تقويت نمايد، مىتوان گفت كه دقت نظر در اين روايت به رد آن منجر خواهد شد؛ چراكه بيانگر تشويش زيادى است و نياز به تأمل فراوان دارد. روايت قبر امام على(ع) فقط به صفوان منحصر نمىگردد. بلكه ديگرانى نيز كه ائمه اهل بيت(عليهم السلام)، همچون امام سجاد، امام باقر و امام صادق(عليهماالسلام) را همراهى كردهاند، در روايت اين موضوع سهيم بودهاند.
طريق روايت نيز درخور تأمل و بررسى است؛ زيرا روايت را يكى از خدمتكاران