150هنگامى كه به كوفه آمدند، عبدالله به كسانى كه همراهش بودند، گفت: «آيا در اين روستا كسى را نمىبينيد كه در برابر اين ستمگر از ما حمايت كند؟» راوى مىگويد: حسن و على، فرزندان برادرش، درحالىكه دو شمشير با خود داشتند نزد او آمدند و به او گفتند: «ما به محضر شما آمديم اى فرزند رسول خدا(ص)! دستور بده به ما، چه چيزى مىخواهى؟» عبدالله گفت: «آنچه برعهده شما بود، اجابت كرديد. اما اينها فايدهاى براى شما ندارند. حسن و على رفتند.
خواننده گرامى ملاحظه مىكند كه راوى مىگويد: «هنگامى كه به كوفه آمدند، عبدالله به همراهانش گفت: آيا در اين روستا ...»؛ درحالىكه به كوفه، «قريه» گفته نمىشود. شايد از روى «تغليب»، اينگونه گفته باشد يا شايد متن روايت، در اصل اينگونه بوده است: «هنگامى كه به اطراف كوفه آمدند» يا «هنگامى كه به نجف كوفه آمدند». پس بايد آمدن ايشان، از سمت نجف بوده باشد؛ جايى كه فقط منظور از آن مكان، قبر اميرمؤمنان(ع) نبوده است. بلكه مقصود از آن، قطعه زمين بزرگى بوده است كه قبر امام على(ع) داخل آن قرار داشته است. سپس آن قطعه زمين، فراموش شده و نام مكان ضريح مطهر امام على(ع) را گرفته است. شايد هم ابناثير هنگامى كه اين متن را از طبرى گرفته است، كلمه نجف را به كلمه كوفه تغيير داده است. يا اينكه نسخهنويس، كسى بوده است كه آن كلمه را تغيير داده و اشتباه محقق نيز به آن اضافه شده است. در نتيجه، مطلبى را كه در نسخهاى كه تصور كرده، اصل است أرجح دانسته و آنچه را در نسخه ديگرى آمده، فراموش كرده و در حاشيه كتاب خود، به آن اشاره كرده است و همان عبارت، اصل و درست است و بنابر قول ارجح، متن با آن همراه است. همچنانكه نزد طبرى نيز اينگونه است: «حسن و على، فرزندان برادرش». از اين گذشته، ابهاماتى درباره حسن و على و ارتباط آن دو با مكان قبر امام على(ع) و انگيزههاى سكونت در آنجا باقى مىماند.