293 پيشدستى نمود به وقف دارايى خود در حال تندرستى، و حاضر شد نزد علامه قاضىالقضات مصطفى، كه بالاى نامه مهر و امضايش هست، و وقف ابدى نمود، هرچه در تملك و مالكيت اوست و آن باغ بزرگى است واقع در آبادى راويه كه شرقى و غربى است و از وسطش آب آبادى جريان دارد و به سوى قبله و جنوب سرازير است و داراى درختان گوناگون ميوه مىباشد:
الف) از سوى قبله، حد آن بارگاه حضرت بانوى بزرگوار زينب كبرى، خداى متعال از او خشنود باد، و همه جاده سلطانى را متصل است و از سوى مشرق راه عموم و زمين خطيب و حد شمالى آن، نهر چشمه آبادى و از سوى مغرب، راه آبادى و بارگاه شريف.
ب) و همه بستان و باغ معروف به «جنينة الورد» نزديك باغ قبلى، حدود آن از سوى قبله مرز باغ حاج تقى و برادرانش و از شمال نهر آبادى و از مغرب هم همينطور.
ج) و وقف كرد تمام زمين شرق آب بحدليه كه حد جنوبىاش راه آب «عين كيل» و از شرق، چشمه بحدليه و زمينهاى روستاى عقربا و از شمال، زمينهاى روستاى راويه معروف به شرق و غرب چشمه بحدليه.
د) و وقف كرد همه زمينهاى طرف غرب آبادى مذكور را از جنوب مجمعالطريق، از شرق به راه راويه، از شمال به زمين بنىمحمود و از غرب به راه آبادى انضياً.
ه-) و وقف كرد زمين معروف به «حقل التوت» كه تابع زمين ياد شده است از جنوب نهر ميان آن و جنينة الورد و باغ جريان آب براى بارگاه نورانى، كارخانه و شكرسازى توت.
و) و وقف كرد زمين وسيعى را كه معروف به شكاره است در محدودهاى از جنوب چشمه توبل و از شرق راه و از غرب نيز راه.
ز) و وقف كرد زمينى را كه در شمال روستاى راويه واقع شده و به مأذنه معروف است و از تحديد بىنياز است و حق آبيارى آن را از آب آبادى راويه در هر هفته دو نوبت: يكبار تمام روز، ديگر تمام يكشب؛ بهگونهاىكه ميان اهل آبادى از راه شرعى معمول است، با تمامى لواحق باغها و زمينهاى مذكور.