133 به آنها بگو اينجا را حفر كنند؛ صخرهاى مىيابند كه خاك اطراف آن بوى مشك مىدهد. مرد بيمار پرسيد: تو كيستى؟ گفت: من على بن ابىطالبم. آن مرد در حالىكه از تب خود شفا يافته بود، از خواب بيدار شد. سپس اين موضوع را به خانواده خود خبر داد و صبحگاه به آنجا رفت و مردم را از حادثه باخبر ساخت. در حلب «شُقَير سوادى» نامى بود كه مردم را به باغها مىبرد و در اين هنگام در آنجا حاضر بود. مردم آنجا را حفر كردند و خاكى كه خارج شد بويى مانند مشك داشت و مردم با آن خاك خود را عطرآگين مىكردند. شقير از كارهاى بدى كه انجام مىداد، توبه كرد و بناى زيارتگاه را برعهده گرفت. 1
على بن ابىبكر هروى نيز به اين مزار و ارتباط آن با رؤيت امام على(ع) در خواب، اشاره كرده است. 2 همچنين ابن شداد به دو زيارتگاه ديگر امام على(ع) در حلب اشاره كرده است:
يكى از آنها در ساحل غربى رود قُوَيق قرار داشت و يكى از فرزندان عُلَيقى، براساس خوابى كه ديده بود، آن را ساخت. 3 ديگرى در سوق الحدّادين (بازار آهنگرها) قرار داشت كه به گفته ابنشداد، بارها [در خواب] امام على(ع) در حالت نماز خواندن در آنجا ديده شده بود و گفتهاند دعا در آنجا مستجاب بوده است. 4
محمد ابوالوفاى رفاعى، در منظومه خود، ضمن اشاره به «مسجد حدّادين» كه امروزه در شمال شرقى بافت تاريخى حلب قرار دارد، گفته كه در اين مكان، بارها امام على(ع) رؤيت شده است. 5 اما كامل غزى، اين مشهد را منطبق بر مسجد كوچكى نزديك «مدرسه حدّاديه» واقع در كوچه حدّادين، جنوب بافت تاريخى اين شهر دانسته