50 قانعكنندهاى دست يابيم؛ زيرا هيچيك از دلايل عقلى و نقلى، در اين زمينه نتيجه روشن و قطعى ندارند؛ چرا كه از سويى نمىتوان در مسائل اعتقادى و دينى به عقل تكيه كرد. از طرفى نيز روايات مربوط به علم امام با يكديگر تعارض دارند؛ بهگونهاى كه بعضى از آنها بر آگاهى هميشگى امامان بر تمام جهان دلالت دارد و بعضى ديگر از اين روايات چنين علمى را براى ائمه(عليهم السلام) ثابت نمىكند. ازاينرو برخى از عالمان شيعه به توقف در اين مسئله اعتقاد دارند كه در اينجا نام بعضى از آنان را مىآوريم:
شيخ مرتضى انصارى
ايشان در كتاب «فرائد الاصول» مىنويسد:
واما مسالة مقدار معلومات الامام(ع) من حيث العموم والخصوص وكيفية علمه بها من حيث توقفه على مشيتهم اوعلى التفاتهم الى نفس الشىء اوعدم توقفه على ذلك فلا يكاد يظهر من الاخبار المختلفة في ذلك ما يطمئن به النفس فالاولى وكول علم ذلك اليهم صلوات الله عليهم اجمعين. 1
و اما مسئله اندازه علوم امام(ع) به لحاظ فراگير بودن و فراگير نبودن و نيز چگونگى علم امام به لحاظ متوقف بودن بر خواست آنها يا توقف بر توجه آنها بر خود يا توقف نداشتن بر آن، از روايات گوناگون چيزى كه اطمينانبخش باشد، به دست نمىآيد. در نتيجه، بهتر است كه علم آن را به خودشان واگذار كنيم.
ميرزا ابوالحسن مشكينى
«مرحوم ميرزا ابوالحسن مشكينى» در حاشيه خود بر كفاية الاصول آخوند