194 ميان مىرفت». 1
- «زراره، ابوبصير، محمد بن مسلم و بريد از جمله كسانىاند كه خدا درباره آنها فرموده است: ( وَ السّٰابِقُونَ السّٰابِقُونَ * أُولٰئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ). 2
- «كسى جز زراره، ابوبصير، محمد بن مسلم و بريد بن معاويه، آثار من و احاديث پدرم را احيا نكرد...». 3
خاتمه
امامت، يك اصل اعتقادى و يكى از مسائل كلام اسلامى است كه در تفكر شيعه، موجب اكمال دين و ادامه نبوت است؛ البته نه براى تشريع وحى، بلكه براى تفسير و تبيين وحى. خود خداوند، امام(ع) را برمىگزيند و منصوب مىنمايد. او همه شئون پيامبر(ص) غير از نزول وحى و آوردن شريعت را دارد.
چنين شخصى بايد همانند پيامبر(ص) بهره فراوانى از علم و آگاهى داشته باشد؛ زيرا قلمرو مأموريت امام، جسم و جان انسان است. ازاينرو يكى از شاخصهاى مهم امامت از نظر شيعه، علم كامل امام به احكام و معارف است. چنين علمى نيازمند تفكر و اجتهاد نيست. بلكه برگرفته از قرآن، وراثت از پيامبر(ص) ، جامعه، جفر، مصحف فاطمه(عليها السلام)، محدث بودن، القاى روحالقدس و آگاهى از غيب است. البته همه منابع ياد شده همانند علم پيامبر(ص)، برگرفته از علم نامتناهى الهى است؛ زيرا همه اين منابع، در نهايت به علم خداوند ختم مىشود. اين علم از تفضلات الهى است كه مختص امامان(عليهم السلام) مىباشد.