191 امام صادق(ع) از روى تقيه، براى حفظ جان ياران خاص خود، گاهى در ظاهر از آنان بدگويى مىكرد و گاهى نيز از آنان اعلام دورى و برائت مىنمود. 1
ابوغالب الزرارى، درباره علت بدگويى و طعن امام صادق(ع) از زراره مىگويد: «علت بدگويى امام(ع) از زراره، حفظ جان وى بوده است». 2
شاهد اين ادعا رواياتى است كه دلالت بر تقيه داشتن اخبار ذم مىكند و «كشى» نيز آنها را در كتاب خود آورده است كه در اينجا به بيان چند نمونه بسنده مىكنيم: عبدالله فرزند زراره مىگويد امام صادق(ع) به من فرمود:
سلام مرا به پدرت برسان و به او بگو كه اگر من از تو بدگويى مىكنم، تنها براى دفاع از تو مىباشد؛ چراكه مخالفان و دشمنان در كميناند تا هركس را ما به خود نزديك دانستيم و از او به خوبى ياد كرديم، به او دست يابند و آنان را كه مورد محبت و قرب ما هستند، اذيت و آزار نمايند و به قتل برسانند و هركسى را كه ما از خود برانيم و بد معرفى كنيم، ستايش كنند و وضع زندگىاش خوب شود. به همين علت تو در نظر آنها، نكوهش شدهاى؛ چراكه دوستدار مايى و قلبت بهسوى ما مىباشد. ازاينرو خواستم از تو عيبجويى و بدگويى كنم تا اينكه با جلوه دادن نقصهايى در تو، تو را ستايش كنند و از اين راه، بلا و شر آنها از تو دفع شود.
خداوند مىفرمايد: ( أَمَّا السَّفِينَةُ فَكٰانَتْ لِمَسٰاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَهٰا وَ كٰانَ وَرٰاءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً )؛ «اما آن كشتى، براى گروهى از مستمندان بود كه با آن در دريا كار مىكردند و من خواستم آن را معيوب