174تجربه باطنى و عارفانه مولوى و شبسترى و سيد حيدر آملى و عارفان ديگر هريك در جاى خود چيزى براى گفتن و افزودن بر تجارب پيشين دارند.... علاوه بر تجارب درونى، تجربههاى بيرونى و اجتماعى نيز بر فربهى و تكامل ممكن دين افزودهاند و مىافزايند. 1
در جاى ديگر نيز مىنويسد:
چون وحى، تجربه دينى است و تجربه دينى نيز درباره ديگر انسانها نيز روى مىدهد، پس تجارب دينى ديگران نيز به فربهى و غناى دين مىافزايد و با گذشت زمان، دين بسط و گسترش مىيابد. ازاينرو تجربههاى دينى عارفان، مكمل و بسطدهنده تجربه دينى پيامبر است و در نتيجه، دين خدا رفتهرفته پختهتر مىگردد. 2
بنابراين وى اعتقاد دارد برخى افراد داراى تجربه دينى هستند و مىتوانند مطالبى را بيان نمايند كه پيش از آن در دين نبوده است و آنها را جزء دين بدانند؛ بدون اينكه با خاتميت در تعارض باشد. حال كه چنين است، چرا امامان معصوم(عليهم السلام) كه وارث علوم پيامبران(عليهم السلام) هستند، نتوانند مطالبى را در شرح آيات و روايات پيامبر(ص) بيان نمايند؟! چرا تنها مرجعيت دينى امامان(عليهم السلام) با خاتميت تعارض مىيابد؟!
ب) اشكالكننده به پلوراليسم دينى معتقد است؛ يعنى همه قرائتهاى مختلف از دين و اسلام را حق و مايه نجات و رستگارى مىداند. بنابراين اگر همه قرائتهاى مختلف از اسلام، صحيح و مايه نجات است، چرا مرجع علم بودن امامان(عليهم السلام) (مفسر و مبين بودن در دين) را ناسازگار و متعارض با خاتميت مىدانيد؟!