150بنابراين اسم اعظم، تنها اسم و نام كلمه يا اسم صفتى از صفات خدا نيست. بلكه بيشتر مربوط به عمل است. ازاينرو دانستن اسماء الهى و لفظ تنها، كارساز نخواهد بود؛ به همين دليل «بلعم باعورا» 1 كه در عصر حضرت موسى(ع) مىزيست، بر اثر علم و تقوا به مقامى رسيده بود كه به اسم اعظم آگاهى يافته بود و به همين دليل، دعايش مستجاب مىشد. اما وقتى هوسهاى نفسانى به او راه يافت و با موسى(ع) در ماجراى جنگ با عمالقه، مخالفت كرد، اين موقعيت از او گرفته شد و ديگر دعايش به استجابت نمىرسيد و نور اسم اعظم نيز از او خارج شد و تاريكى گمراهى او را فرا گرفت.
خداوند نيز در قرآن او را چنين نكوهش مىكند: (فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ). (اعراف:176)
بنابراين اگر كسى به صفات الهى تخلق يابد و داراى مفاهيم اين صفات شود، يعنى مظهر اين صفات، يا حتى بخشى از اين صفات گردد، چنان تكامل روحى مىيابد كه مىتواند حامل اسم اعظم گردد؛ وگرنه يك شخص گناهكار هرگز نمىتواند با تلفظ يك كلمه از اسماء الهى، مستجابالدعوه شود. ائمه اطهار(عليهم السلام) نيز با طهارت روح و عصمت خدادادى، از اين ويژگى برخوردار بودند و بهوسيله اسم اعظم از غيب آگاه مىشدند.
10. رؤياى صادقه
از جمله منابع علم امامان(عليهم السلام) خواب و رؤياى آنان مىباشد. ما معتقديم كه خواب انبيا و ائمه اطهار(عليهم السلام) مطابق با واقع است و آنها افزون بر اينكه در بيدارى از عنايات خداوند برخوردارند، در خواب و رؤيا نيز از تأييدات الهى بهرهمندند