148
لِمُحَمَّدٍ(ص) وَ إِنَّ اسْمَ الله الْأَعْظَمَ ثَلَاثَةٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً أُعْطِيَ مُحَمَّدٌ(ص) اثْنَيْنِ وَ سَبْعِينَ حَرْفاً وَ حُجِبَ عَنْهُ حَرْفٌ وَاحِدٌ. 1
هارون جهمى مىگويد: يكى از اصحاب امام صادق(ع) كه نامش را فراموش كردهام گفت از امام صادق(ع) شنيدم كه مىفرمود: همانا به عيسى بن مريم(ع) دو حرف داده شده بود كه با آنها كار مىكرد و به موسى(ع) چهار حرف داده شده بود و به حضرت ابراهيم(ع) هشت حرف و به حضرت نوح(ع) پانزده حرف و به آدم(ع) بيست و پنج حرف و به درستى كه خداوند تبارك و تعالى همه اينها را به محمد(ص) داد و همانا اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرف است كه هفتاد و دو حرفش را به محمد(ص) داد و يك حرف از او پنهان شده است.
البته درباره اسم اعظم و ماهيت آن، اختلافنظر فراوانى وجود دارد كه در اينجا دو نظر را بيان مىكنيم:
نظر علامه طباطبايى
علامه طباطبايى در تفسير الميزان مىنويسد:
اسماء الهى و مخصوصاً اسم اعظم او هرچند در عالم مؤثر بوده و اسباب و وسايطى براى نزول فيض از ذات خداى تعالى در اين عالم مشهودند، ليكن اين تأثيرشان بهخاطر حقايقشان است؛ نه به الفاظشان كه در فلان لغت، دلالت بر فلان معنا دارد و همچنين نه به معانىشان كه از الفاظ فهميده شده و در ذهن تصور مىشود. بلكه معناى اين تأثير اين است كه خداى تعالى كه پديدآورنده هر چيزى است، هر چيزى را به يكى از صفات كريمهاش كه مناسب آن چيز