127از اهلسنت مىنويسد:
وأقام بعض الكتاب ايضاً ضجة مفتعلة اخرى على اصحاب مدرسة اهل البيت وقالوا بأن لهم قرآنا آخر اسمه «مصحف فاطمة(عليها السلام)» وذلك لان كتاب فاطمة سمي بالمصحف والقرآن ايضاً سمي من قبل بعض المسلمين بالمصحف. 1
برخى از نويسندگان اهلسنت تهمت ديگرى را به پيروان مكتب اهلبيت متوجه ساختهاند و مىگويند: آنان قرآن ديگرى به نام مصحف فاطمه دارند؛ زيرا نام كتاب فاطمه، مصحف است و برخى از مسلمانان نيز در آغاز به قرآن مصحف مىگفتند.
جواب
اشكالكننده، براى اشكال خود هيچ دليلى را ذكر نمىنمايد. به يقين هيچيك از شيعيان، مصحف فاطمه را قرآن ديگرى نمىداند. اگر اشكالكننده به كتابهاى شيعه يا حتى به عامه مردم رجوع مىنمود، چنين اعتراضى نمىكرد و مىدانست كه اتهام بىاساسى را مطرح كرده است. البته بايد توجه داشت كه اين اشكالات، اتهام جديدى نيست. بلكه در عهد بنىاميه و بنىعباس نيز وجود داشته است و در زمان ما، وارثان آنها همان حرفها را بازگو مىكنند.
بسيار روشن است كه امامان معصوم در آن عصر، بارها اين اتهامات را رد كردهاند و به مناسبتهاى مختلف و عبارات متفاوت فرمودهاند: «مصحف فاطمه(عليها السلام) قرآن نيست». 2
در ضمن، واژه «مصحف» در لغت عرب، به هر چيزى كه از برگهاى نوشته