فارسی
صفحه اصلی
فهرست الفبایی
فهرست موضوعی
جستجو پیشرفته
پدیدآورندگان
ناشران
(
4
تا
212
)
114
به رافضيان!
1
طعنه مىزند و مىگويد كه جفر، آنان را غَرّه (مغرور) ساخته
1) . «رَافِضَه» از ريشه «رَفَض» به معناى ترك و رهاكردن فرد يا چيزى است. اين واژه، در موارد زير به كار رفته است: الف) معتقدان به نص در نصب امام و منصب امامت و منكران مشروعيت خلافت خلفاى قبل از امام على(ع). ب) معتقدان به افضليت امام على(ع) بر خلفاى پيش از او؛ ضمن انكار نص در امامت. عسقلانى مىنويسد: «ان التشيع هو محبة على(ع) وتفضيله على الصحابه فمن قدمه على أبىبكر و عمر فهو رافضى غال فى التشيع ومن لم يقدمه عليهما فهو شيعى»؛ «كسى كه على(ع) را بر ابوبكر و عمر مقدم بدارد، رافضى است و كسى كه علاقهمند به على(ع) باشد و او را از صحابه برتر بداند، شيعه مىباشد». ج) اظهار كنندگان محبت و مودت به خاندان رسالت. در ابياتى كه از «ابن ادريس شافعى» نقل گرديده، به اين معنا اشاره شده است: إِنْ كانَ رِفْضاً حُبُ آلِ مُحَمَّدٍ فَلْيشْهَدِ الثَّقَلَانِ أَنِّى رَافِضِى اگر دوستى آل محمد رفض به شمار مىآيد پس انس و جن رفض مرا گواه گردند. ولى مشهورترين كاربرد اين واژه، معناى نخست است؛ چنانكه اشعرى، رافضى را معادل اصطلاح اماميه دانسته و آن را به اعتقاد به نص بر خلافت حضرت على(ع) تفسير كرده است. وى مىگويد: «والصنف الثاني من الأصناف الثلاثة التي ذكرنا بأن الشيعة يجمعها ثلاثة أصناف وهم الرافضة وإنما سموا رافضة لرفضهم إمامة أبي بكر وعمر وهم مجمعون على أن النبي(ص) نص على استخلاف علي بن أبي طالب باسمه وأظهر ذلك وأعلنه وأن أكثر الصحابة ضلوا بتركهم الاقتداء به بعد وفاة النبي(ص)»؛ «دومين گروه از شيعه، رافضيان [يا اماميهاند] كه به سبب انكار خلافت ابوبكر و عمر، [از سوى اهلسنت] بدين نام شهرت يافتهاند. همگى آنان معتقدند پيامبر(ص) بر خلافت على بن ابىطالب(ع) به نص روشن اقرار فرموده و نيت خويش را آشكار ساخته است و پس از رحلت او بيشتر صحابه از پيروى فرمان او سرباز زدند و به گمراهى افتادند». درباره تاريخ و منشأ پيدايش اين اصطلاح، چند نظر وجود دارد: - اين لقب را زيد بن على بن حسين(ع) بر شيعيان كوفه كه با او بيعت كرده بودند و سپس به بيعت خود عمل نكردند و از يارى او دست كشيدند، اطلاق كرده است؛ زيرا آنان نظر او را درباره ابوبكر و عمر جويا شدند و او از آن دو به نيكى يادكرد و تبرى نجست. در نتيجه، شيعيان كوفه او را رها كردند و بدين علت، «رافضه» ناميده شدند. مصباح المنير در اين زمينه مىنويسد: «و الرافضة فرقة من شيعة الكوفة سموا بِذلك لأنهم رفضوا أى تركوا زيدبن على عليه السلام حين نهاهم عنِ الطعنِ فِى الصحابة فلما عرفوا مقالته و أنه لا يبرأ من الشيخينِ رفضوه ثم استعمل هذا اللقب فِى كل من غلا فِى هذا المذهبِ و أجاز الطعن فِى الصحابة». اين نظريه مناقشهپذير است؛ زيرا مورخان معتبر آنجا كه درباره قيام زيدبن على و شهادت وى سخن گفتهاند، چنين مطلبى را بيان نكردهاند. آنان فقط از اينكه كوفيان او را تنها گذاشتند و به بيعت با او وفادار نماندند، ياد كردهاند. اين روش كوفيان پيش از اين شناخته شده بود؛ چنانكه درباره امام حسين(ع) نيز چنين كردند. بلكه مىتوان گفت: عنوان رافضه، اصطلاحى سياسى بوده كه حتى قبل از ولادت زيد بن على بنالحسين بين عوام مردم رايج بوده است و اين اصطلاح بر كسى اطلاق مىشد كه معتقد به مشروعيت نظام سياسى حاكم نبوده است. - از گزارشهاى تاريخى به دست مىآيد كه در عصر بنىاميه، دشمنان اهلبيت:، اين اصطلاح را براى ابراز دشمنى به شيعيان به كار مىبردند. آنان رافضىبودن را گناه نابخشودنى به شمار مىآوردند و رافضى را سزاوار شكنجه و قتل مىدانستند. البته آنان رها كردن و اعتقاد نداشتن به خلفا را ناپسند مىدانستند و به اين علت شيعه را رافضى ناميدند. اما همين عمل (ترك اعتقاد به خلافت خلفا) نزد اهل بيت: عملى محبوب بود. «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ(ع) جُعِلْتُ فِدَاكَ اسْمٌ سُمِّينَا بِهِ اسْتَحَلَّتْ بِهِ الْوُلَاةُ دِمَاءَنَا وَ أَمْوَالَنَا وَ عَذَابَنَا قَالَ وَ مَا هُوَ قَالَ الرَّافِضَةُ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) إِنَّ سَبْعِينَ رَجُلًا مِنْ عَسْكَرِ فِرْعَوْنَ رَفَضُوا فِرْعَوْنَ فَأَتَوْا مُوسَى(ع) فَلَمْ يَكُنْ فِي قَوْمِ مُوسَى أَحَدٌ أَشَدَّ اجْتِهَاداً وَ أَشَدَّ حُبّاً لِهَارُونَ مِنْهُمْ فَسَمَّاهُمْ قَوْمُ مُوسَى الرَّافِضَةَ فَأَوْحَى الله إِلَى مُوسَى أَنْ أَثْبِتْ لَهُمْ هَذَا الِاسْمَ فِي التَّوْرَاةِ فَإِنِّي نَحَلْتُهُمْ وَ ذَلِكَ اسْمٌ قَدْ نَحَلَكُمُوهُ الله»؛ «ابابصير نقل مىكند: به امام صادق(ع) عرض كردم: مردم ما را «رافضه» مىنامند. حضرت(ع) فرمود: به خدا سوگند! آنان شما را رافضه نناميدند. بلكه خداوند شما را به اين لقب ناميده است. همانا هفتاد نفر از بهترينهاى بنىاسرائيل به حضرت موسى و برادرش ايمان آوردند و از اينرو آنان را «رافضه» ناميدند ... . آنگاه امام(ع) فرمود: اى ابابصير! مردم خير را ترك كردند و شر را گرفتند. ولى شما شر را رها كرديد و خير را برگزيديد». در روايتى ديگر آمده است: فردى به امام باقر(ع) گفت: ما (شيعه) را «رافضه» مىنامند. امام(ع) سه بار به او فرمود: من از رافضهام و رافضه از من است: عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ: أَصَمَّ الله أُذُنَيْهِ كَمَا أَعْمَى عَيْنَيْهِ إِنْ لَمْ يَكُنْ سَمِعَ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) يَقُولُ إِنَّ فُلَاناً سَمَّانَا بِاسْمٍ قَالَ وَ مَا ذَاكَ الِاسْمُ قَالَ سَمَّانَا الرَّافِضَةَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ وَ أَنَا مِنَ الرَّافِضَةِ وَ هُوَ مِنِّي قَالَهَا ثَلَاثاً. براى اطلاع بيشتر، ر.ك: العين، ج2، ص29؛ لسان العرب، ج7، ص156، المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير للرافعى، احمدبن محمد الفيومى، ج2، ص232، ص89؛ هدى السارى، ابنحجر عسقلانى، ص333؛ التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج27، ص166، ذيل آيه (إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىٰ)؛ تفسير الآلوسى، ج25، ص32؛ المحاسن، برقى، ج1، ص157؛ بحار الأنوار، ج65، ص97..
در حال بارگذاری ....
مشخصات کتاب
منابع علم امامان شیعه
جلد:
1
نویسنده:
سبحانی، محمد جعفر
ناشر:
مشعر
محل نشر:
تهران - ایران
سال نشر:
1393
دریافت فایل ارجاع:
BibTex
|
Endnote
سایر جلدهای کتاب:
جلد
1
کلیه حقوق این پایگاه برای
مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی
محفوظ است