243غروب ذكر شده 1، درصدد پاسخ به اشكال فوق بوده است. دراين ميان، مىتوان از محقق بروجردى نام برد. ايشان ضمن اعتراف به مبين بودن غروب، از جهت معنا و مفهوم نيز اجمال در غروب را به لحاظ شخصى كه شمس از وى مستتر مىشود پذيرفته و در توضيح منظور خويش چهار احتمال در اخبار استتار مطرح نموده است:
احتمال اول: ملاك استتار شمس از نظر بيننده باشد، گرچه اين استتار به دليل مانع و حاجبى باشد؛
احتمال دوم: ملاك استتار شمس از افق باشد، به نحوى كه هيچيك از ساكنين آن افق، خورشيد را نبينند؛
احتمال سوم: ملاك استتار از افق مصلى و ديگر بلادِ متفقالافق باشد؛
احتمال چهارم: ملاك افق حقيقى (خطى كه كره زمين را به دو قسمت تقسيم مىنمايد) باشد.
ايشان درادامه، احتمال سوم و چهارم را نفى مىكند؛ چراكه با فرض پذيرش آن، ادله غروب و ذهاب حمره با هم همخوانى دارند و تنافى نخواهند داشت؛ ولى اگر مراد يكى از دو معناى اول باشد، بين دو دسته تعارض شكل مىگيرد و به جهت ابهام و اجمال غروب از اين جهت، روايات ذهاب حمره را مىتوان شارح و مفسر آن دانست. 2 پس منظور ايشان از وضوح مفهومى غروب و اجمال از جهت مستور عنه، به قرينه ذيل عبارتشان، اين است كه روشن نيست به اعتبار مستور عنه، چه درجهاى از استتار مراد شارع بوده است؛ ازاين رو، روايات ذهاب حمره مىتواند شارح و مبينِ مراد باشد.