209بنابراين روايت از نظر سند معتبر نيست؛ گرچه به دليل توافق مضمونى كه اين روايت با ديگر روايات دارد، ممكن است وثوق به صدورش پيدا شود.
ب) بررسى دلالى
اين روايت نيز از ادله مطرحِ ذهاب حمره مشرقيه مىباشد و مورد استناد بسيارى قرار گرفته است. 1 نبود هيچگونه توضيحى در نحوه دلالت روايت بر ذهاب حمره، ظاهراً به دليل وضوح آن بوده است. درعين حال، برخى تصريح نمودهاند كه ظاهر روايت بيانگر اين است كه زوال حمره، اولِ وقت مغرب است؛ ولى ابوالخطّاب حمره مغربيه را معيار اول وقت نماز مغرب قرار داد. 2 بايد اضافه كرد تعبير «امرت» در اين روايت ظهور روايت در وجوب را تقويت مىنمايد؛ چراكه امام(ع) در اين روايت از ماده امر استفاده كردهاند كه به عقيده بسيارى ظهور وضعى يا عقلى در وجوب دارد. 3
اشكال اول: در اين روايت نيز، مانند برخى روايات ديگر، سخن از زوال حمره از مطلع شمس است و از آنجا كه مراد از مطلع شمس، نقطه طلوع خورشيد است، زايل شدن حمره از اين نقطه با زوال حمره تلازم دارد؛ بنابراين، اين روايت، بيش از آنكه بر قول ذهاب حمره دلالت داشته باشد، از ادله استتار محسوب مىگردد. 4
پاسخ: اين مطلب استظهار درستى از روايت نيست، بلكه مرادِ عرفى از مطلع