167اشكال: با توجه به اينكه ايشان بعد از تضعيف سهل، بلافاصله كلام احمد بن محمد بن عيسى را نقل كرده است، بهاحتمال زياد منشأ تضعيف نجاشى نيز همان كلام ابنعيسى باشد كه بحث آن گذشت؛ لذا كلام نجاشى در اثبات ضعفى جدا از غلوّ، ظهور نخواهد داشت.
چهارم - تضعيف شيخ طوسى
از ديگر تضعيفاتى كه براى سهل نقل شده، ضعيف معرفى شدن وى ازطرف شيخ طوسى 1 است.
اشكال: گرچه شيخ در فهرست و استبصار وى را تضعيف نموده، همانطور كه گذشت، در رجال خود او را توثيق كرده است و ازآنجا كه رجال ايشان، به شهادت اينكه در مواردى از فهرست خود نام مىبرد 2، متأخرتر نگاشته شده است، روشن مىشود كه از تضعيف خود دست برداشته يا نقلى بر توثيق نيز يافته است.
پنجم - تضعيف ابن غضائرى
ابن غضائرى نيز سهل را اينگونه ضعيف شمرده است: «كان ضعيفا جدا فاسد الرواية والمذهب». 3
اشكال: با توجه به دأب ابن غضائرى در رمى به غلو و تضعيفات، بعيد نيست وجه تضعيف وى كلام ابنعيسى باشد.
ششم - تضعيف فضل بن شاذان
مرحوم كشى از ابنقتيبه نقل نموده است كه سهل مورد رضايت فضل بن شاذان نبوده و فضل درمورد وى تعبير «احمق» را بهكار برده است. 4