145برخى از فقها مانند شيخ مفيد، شيخ طوسى و محقق حلى در برخى آثار فقهى خود قائل به استتار بوده و در برخى ديگر قول به ذهاب حمره را پذيرفتهاند.
دو نكته مهم
نكته اول: برخى از كسانى كه از قائلان به اين قول برشمرديم، وقت نماز مغرب را سقوط قرص و ذهاب حمره را علامت آن برشمردهاند. 1 گرچه ممكن است مراد اين دسته از فقها از علامت، علامت تيقّن يا علامت نفس غروب باشد. مراد از علاميت نفس غروب اين است كه ذهاب، علامتى تعبدى براى غروب محسوب شود. اما اگر آن را علامت تيقن غروب بدانيم، ذهاب حمره يك طريق براى علم به غروب است؛ درنتيجه موضوعيت نخواهد داشت. مطابق اين بيان، قائلانبه علاميت براى تيقن غروب با قائلان به استتار همعقيده خواهند شد؛ چراكه معتقدان به استتار، بىشك، علم به غروب را لازم مىدانند؛ بههمين جهت، برخى روايات كه ظاهرش عدم علم به غروب است را مخالف هر دو قول دانستهاند. 2 اما فقيهانى ظهور فتاوا را در علاميت نفس غروب دانستهاند، نه علامت تيقن غروب. 3 گرچه اين ادعا بايد مورد بررسى قرار گيرد، ما اين دسته را جزء قائلان به ذهاب حمره برشمرديم.
نكته دوم: در عبارات برخى فقها 4، در كنار اين دو قول عمده، دو قول ديگر نيز حكايت شده است: