141در اين لفظ شود، از ذكر اين دسته روايات در عداد ادله استتار خوددارى نموديم.
درهرصورت، روايات ذكرشده از جهت سندى برخى بهوضوح از صحاح شمرده شد و بعضى ديگر - طبق برخى مبانى در علم رجال چون اصحاب اجماع، كثرت روايت اجلا، مشايخ بلاواسطه ابنقولويه در كاملالزيارات و ديگر توثيقات عامه - معتبر دانسته شد.
در اين زمينه، روايات متعدد ديگرى 1 نيز وجود دارد كه گرچه بهتنهايى سند معتبرى ندارند، بهواسطه كثرت، مؤيد خوبى براى صحاح محسوب مىشود و باعث اعتضاد مضمون آن مىگردد؛ بدين ترتيب، شايد بتوان از مجموع آنها بهعنوان دليل هم بهره برد. برخى روايات نيز در زمره روايات قول دوم، يعنى ذهاب حمره مشرقيه، عنوان شده است كه با بررسى دقيق روشن خواهد شد، دلالت آن بر استتار بيشتر از ذهاب حمره است.
ناگفته نماند رواياتى چون روايت هشتم (موثقه اسماعيل بن فضل)، روايت سيزدهم (صحيحه زيد شحّام) و روايت پانزدهم (معتبره محمد بن يحيى خثعمى) را با اندكى تغييرات، اهل تسنن نيز نقل كردهاند و بهنوعى مورد استناد فريقين قرار گرفته است.