115به نظر مىرسد اثبات اتحاد اين دو مشكلى را حل نمىكند؛ چراكه اولاً براى ابنابىحمّاد تضعيفاتى نقل شده است و ثانياً روايات ابنحمّاد در مجامع روايى بهمراتب بيشتر بوده، براى اثبات وثاقتش ارائه توثيقات عامه سهلتر است. ثالثاً هر دو از مشايخ با واسطه ابنقولويه در كاملالزيارات و هركدام ناقل يك روايتاند. 1 بنابراين اتحاد اين دو كمكى به اثبات وثاقت ابنحمّاد نمىكند. ضمن اينكه تنها مشايخ بلاواسطه ابنقولويه ثقه محسوب مىشوند؛ بنابراين وثاقت ابنحمّاد از اين طريق نيز اثبات نخواهد شد.
در ادامه، إبراهيم بن عبدالحميد 2 و زيد شحّام، معروف به ابواسامه 3، هر دو توثيق شدهاند.
نتيجه اينكه اين سند، بهدليل عدم وثاقت عبدالرحمن بنحماد، قابل احتجاج نيست.
دو - سند منقول در عللالشرائع
آنچه مسئله را حل مىكند اين است كه اين روايت را شيخ صدوق(رحمه الله) با سندى صحيح نقل كرده است: «أبي(رحمه الله) قال: حدثنا سعد بن عبدالله عن يعقوب بن يزيد عن محمد بن أبي عمير عن إبراهيم بن عبد الحميد عن أبي أسامة زيد الشحام». 4
دو راوى اخير با سند منقول از شيخ(رحمه الله) مشترك است. والد صدوق و سعد بن عبدالله هم كه از معروفين و اجلا هستند. يعقوب بن يزيد نيز از ثقات شمرده شده است. 5 پس روايت از نظر سندى تام و صحيح است.