30ناظر به توحيد در عبادت است. بنابراين معناى لا اله الا الله اين است كه هيچ معبودى جز خداى متعال و يگانه نيست و اين جمله ناظر به توحيد ذاتى و الله به معناى مستجمع همه صفات كماليه نيست. به اين ترتيب، نظر به نفى شرك در خالقيت، رازقيت، ربوبيت و غير اينها ندارد. وى همچنين مدعى بود كه مشركان جاهلى، توحيد در خالقيت، رازقيت و ربوبيت را قبول داشتند و تنها مشكل آنها توحيد در عبادت بود؛ زيرا غيرخدا را پرستش مىكردند. از اينرو پيامبران نيز براى دعوت مردم به توحيد عبادى و مبارزه با شرك در عبادت مبعوث شد.
توحيد در الوهيت به معناى يگانه دانستن خدا در عبادت و خالص ساختن دين براى اوست. ابن تيميه مىگويد:
اله موجودى است كه قلوب بندگان، شوق او را دارند و به او پناه مىبرند و حالت محبت، خوف و رجا به او دارند و بزرگى و جلال او را درك مىكنند. حق خداى عزيز و بلند مرتبه آن است كه براى او شريكى اتخاذ نشود. انسان غير از خداى سبحان احدى را عبادت ننمايد و جز او را نخواند و جز از او نترسد و غير او را اطاعت نكند. 1
توحيد الوهى از نظر وهابيان
از نظر بسيارى از عالمان وهابى توحيد دو قسم است: توحيد ربوبى (توحيد در خالقيت) و توحيد الوهى (توحيد عبادى). توحيد در ربوبيت به معناى يگانه دانستن خدا در افعال، اقرار به خالقيت و مالكيت او