170
نقد بيست و يكم: انكار قرآن و سنت با حربه شركزدايى
روشن نيست چرا وهابيان شرك را در غير معناى اصلى و دينى آن به كار مىبرند و مفاهيم دينى را تفسير به رأى مىكنند؛ درحالىكه مفهوم و مصداق شرك در قرآن به روشنى بيان شده است. يك مورد در قرآن نداريم كه خداوند انسانهاى مؤمن و موحد را مشرك خطاب كرده باشد. اما وهابيان، نه تنها شيعيان، بلكه تمام مسلمانان را مشرك مىدانند.
آنان بهطور كلى، نظام فكرى و اعتقادى شيعه را كه از قرآن و اهلبيت گرفته شده، رد مىكنند. در واقع اين نگرش آنان، همه معتقدان به توسل و زيارت و محبت اوليا، حتى خود اهلبيت پيامبر(ص) را نيز در برمىگيرد. پس در نگاه فكرى وهابيان كه همان تفكر خوارج است، على(ع) و پيروان او مشرك و كافر، و ابن عبدالوهاب محيى دين خدا ناميده مىشود. بىترديد، تمام وهابيان و مدافعان آنها و سكوتكنندگان در برابر اين ادعا، در تحريف اسلام، تفسير نارواى توحيد و اهانت به پيامبر(ص) و خاندان او شريكاند.
چگونه ممكن است انسانى كه اقرار و تصديق قلبى دارد كه غيرخدا، مخلوق است و هيچگونه الوهيت، ربوبيت و استقلالى براى غيرخدا قائل نيست را مشرك دانست.
چنانچه كسى، مخلوقى را به دليل شرعى تعظيم كرد و به حكم خدا از او طلب حاجت و دعا و وساطت كرد، به چه دليل شما اين عمل را شرك مىدانيد؟! آيا معتقديد فضيلت يا تأثير پيامبر(ص) و جبرئيل با سنگ و چوب در يك سطح است؟!
خداوند براى پيامبران و اولياى صالح خود، مقام و منزلتى برتر قرار