165انقلاب در ماهيت است؛ يعنى ماهيت شرك به غيرشرك تبديل شود؛ حال آنكه توحيد و شرك، انقلاب، تجزيه و استثناپذير نيستند.
4. خداى متعال هرگز به دو موضوع متضاد امر نمىكند؛
بدين معنا كه هم به اطاعت و خضوع در برابر ديگران امر نمايد و هم اين خضوع را شرك بداند.
نقد دوازدهم: تفاوت مفهوم تعظيم و پرستش
اشكال ديگر وهابيان اين است كه بين تعظيم و پرستش تفاوتى قائل نمىشوند؛ درحالىكه اسلام، تعظيم و تواضع براى غير را جايز مىداند. ولى پرستش غيرخدا را مطلقاً منع مىكند. پس معلوم مىشود كه بين پرستش و تعظيم تفاوت زيادى است. پرستش نوعى تقديس، تنزيه، تسبيح و تحميد است كه تنها خداوند شايسته آنهاست؛ زيرا تنها او ذات كامل و بدون نقص است.
اگر هرگونه احترام و تعظيم شعائر، شرك باشد، احترام و تعظيم مقام انبيا و صلحا، تعظيم كعبه و طواف آن، استلام و بوسيدن حجرالاسود، تعظيم مساجد، بوسيدن قرآن، تعظيم و احترام والدين و تكريم عالمان نيز شركآميز خواهد بود؛ درحالىكه در اسلام به آنها سفارش شده است.
نقد سيزدهم: اجتناب از تعظيم اولياى الهى با ادعاى دورى از شرك
از آنجا كه وهابيان معتقدند مطلق خضوع و تعظيم، عبادت است، ولذا اگر خود آنان كسى را احترام كنند، غيرخدا را پرستيده و مشرك شدهاند. اگر غيرخدا را تعظيم و احترام نكنند، باز از دين خدا خارج