164تعريف لغوى و تحميل آن برمعناى شرعى است. ازاينرو بدعت و تحريف كلام خدا و پيامبر(ص) است.
2. اگر عبادت به معناى مطلق خضوع دانسته شود، لازم مىآيد هيچ موحد راستين و خالصى يافت نشود؛ چون هيچ انسانى نيست كه در زندگى خود به غيرخدا خضوع ننموده باشد.
3. اگر عبادت به معناى مطلق خضوع باشد، بايد هر نوع كرنشى در برابر غيرخدا ممنوع باشد؛ درحالىكه هر انسان مسلمانى كه با تعاليم دين اسلام آشنايى دارد مىداند كه خود خدا فرشتگان را به سجده براى آدم امر نمود. پس اگر سجده بر آدم شرك و كفر بود، معقول نبود خدا به شركى امر كند كه خودش از آن نهى نموده است.
همچنين خداوند به كرنش مقابل پدر و مادر امر مىكند و مى فرمايد: وَ اخْفِضْ لَهُمٰا جَنٰاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ ؛ «از سر مهربانى و لطف در برابر پدر و مادر خود تواضع و فروتنى نما» (اسراء: 24) بنابراين اگر مطلق خضوع، عبادت بهحساب آيد، براساس آيات بايد نتيجه گرفت كه خداوند به شرك دستور داده است؛ «فلو كان الخضوع و التذلّل عبادة لمن يتذلّل له لكان أمره تعالى بذلك أمراً باتّخاذ الشريك له تعالى في العبادة». 1
وهابيان در پاسخ به چنين اشكالى يا بايد بگويند خداوند اصلاً به خضوع و اطاعت غيرخدا امر ننموده است كه اين انكار آيات مسلّم قرآن و سيره رسول اكرم(ص) است، يا بايد بگويند هرجا خدا به تواضع و اطاعت ديگران امر نموده است، شرك نمىباشد كه لازمه چنين سخنى،