163نوشتهها و سخنان آنان فهميده مىشود كه آنان از شيعه، تنها بهسبب دوست داشتن اهلبيت(عليهم السلام) خشمگيناند؛ وگرنه تشخيص مسلمان و موحد با توجه به ملاكهاى قرآنى و روايى، بسيار آسان است.
پيامبر اكرم(ص) گوينده شهادتين را مسلمان مىشمرد. حتى وقتى اصحاب مىگفتند ما مىدانيم فلانى قلباً شهادتين نگفته است، آن حضرت مىفرمود:
«أشققت قلبه»؛ «آيا قلب او را شكافتيد»؟ يعنى آيا شما از ضماير افراد خبر داريد؟! ولى وهابيان مىگويند شهادتين كافى نيست. چطور مىشود خدا و رسولش شهادتين را قبول مىكنند. ولى ابن عبدالوهاب و پيروان او چنين شهادتى را نمىپذيرند!
ثالثاً: شيعيان و بسيارى از عالمان اهلسنت، تعظيم و تبرك به انبيا و زيارت قبور آنها را شرعاً جايز مىدانند.
رابعاً: گذشته از باور شيعه و اهلسنت، شواهد تاريخى گوناگون بر اين واقعيت دلالت مىكند كه اصحاب و تابعان، به جواز تبرك، توسل، استشفا و زيارت قبور پيامبران و صالحان اعتقاد داشتهاند و سيره مسلمانان به ويژه صحابه و رد نكردن شارع، دليل بر شركآميز نبودن اينگونه اعمال و بهترين دليل برجواز آن است.
نقد يازدهم: اشكالات تعريف عبادت به خضوع صرف
وهابيان عبادت را براساس لغت، به معناى مطلق خضوع مىدانند. براين ديدگاه چند اشكال اساسى وارد است كه در اينجا به آنها اشاره مىنماييم:
1. تعريف عبادت به معناى مطلق خضوع، به منزله اصل قرار دادن