129اسناد نقص، كثرت و مباشرت با ماده به خداوند است.
بنابراين توسل به اسباب با اعتقاد به اينكه خدا اين آثار را در آنها قرار داده و همه به اذن و تدبير الهى داراى اثر هستند، عين اعتقاد به خالقيت و تدبير، و تسليم امر و مشيت الهى بودن است. ولى مستقل دانستن اسباب در نفع، ضرر و روزى، موجب شرك و مخالف توحيد ربوبى و عبادى است.
يكى از اين افعال و آثار وجودى، شأن و منزلت وجودى و قدرت انبياى الهى است؛ بهطورىكه آنان به اذن الهى، قدرت تصرف در تكوين و دستگيرى و هدايت بندگان را دارند. اين شأن هدايت و مقام قرب الهى، ويژگىاى است كه در ساير بندگان وجود ندارد. بنابراين ما بايد به حكم عقل و طبق نصوص دينى، مقام و شأن انبيا و آثار تكوينى و معنوى مقام آنان را بپذيريم و حق نداريم با ادعاى توحيد خالصانه، شأن و مقام انبيا و اولياى الهى را انكار كنيم.
براساس دلايل قطعى، ثابت است كه خداوند داراى قدرت، علم، حيات ازلى و ابدى است. وجود او واجب و بسيط است و منزه از هرگونه نقص و امكان و تعلق به ماده است. همچنين منزه از آن است كه ديده شود يا بتوان با او گفتوگو كرد. 1 بشر از هيچ طريقى نمىتواند كمترين ارتباط حسى با ذات ربوبى داشته باشد؛ چراكه وجود او واجب و بسيط و منزه از نواقص و حدود امكانى است. ازاينرو آفريدگار در ايجاد و افاضه، وسايطى خواهد داشت و بدان وسايل، نظام جهان را