105«علامه طباطبايى(رحمه الله)» مىنويسد:
اينكه در صحاحاللغة، عبوديت در اصل به معناى خضوع دانسته شده، با واقع تطبيق نمىكند. بلكه عبوديت به معناى بندگى است و خضوع، از لوازم آن است. 1
ايشان معناى عبادت را «مملوكيت» دانسته است؛ زيرا عبوديت، متعدى بدون واسطه است و از اينجا معلوم مىشود عبادت به معناى خضوع نيست و دليلش اين است كه فعلهاى «خَضَعَ» و «ذلّ» لازماند و بايد به وسيله حرف «جر»، متعدى شوند؛ «خضع لله و ذلّ لله». اما كلمه «عَبَدَ»، متعدى است؛ مانند «عبد الله».
پس مىتوان گفت در قرآن، آيات متعددى شاهد بر اين مطلب است كه هر خضوع و تعظيمى، حتى سجده مقابل مخلوق، عبادت نيست؛ همچنانكه قرآن كريم مىفرمايد: وَ إِذْ قُلْنٰا لِلْمَلاٰئِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ (بقره: 34). طبق معناى اين آيه، سجده فرشتگان بر آدم، تعظيم و خضوع به آدم بود، ولى عبادت او نبود.
مشكل ديگر وهابيان در تعريف و تفسير عبادت اين است كه برخى اعمال مثل دعا، سجده، توسل، استغاثه، قربانى، نذر و طلب حاجت از مردگان و مشاهد مشرفه را از مصاديق عبادت مىشمارند. آنان چون عبادت را فقط مخصوص خدا مىدانند، هريك از اين اعمال را به منزله عبادت غيرخدا مىپندارند و انجامدهنده آن را مشرك مىدانند.
درحالىكه شيعه چنين معتقد است: