101نماز را با نيت اطاعت امر خدا و قصد تقرب بهجا مىآورند، عبادتكننده خدا محسوب مىشوند؛ درحالىكه نماز افراد از نظر ميزان معرفت و حضور قلب متفاوت است. پس عبادت، اندازه مخصوص و ثابتى ندارد تا بگوييم عبادت، خضوع بىنهايت است.
بنابراين خضوع و كرنشى عبادت است كه از اعتقاد به الوهيت معبود سرچشمه گرفته باشد. چنانچه گفتار يا رفتارى برگرفته از اين اعتقاد نباشد، عبادت محسوب نمىشود. 1
عبادت در شرع، عبارت از خضوع و اطاعت انسان به كسى است كه به ربوبيت و الوهيت او اعتقاد دارد. اما عبادت در لغت، به معناى اطاعت، عبوديت و خضوع است. بنابراين مفهوم عبادت در شرع با مفهوم لغوى آن تفاوت اساسى دارد؛ زيرا در مفهوم لغوى آن اعتقاد به ربوبيت و الوهيت موجود مورد خضوع نهفته نيست. ازاينرو نمىتوان هر خضوع و تعظيمى را شرعاً عبادت ناميد.
بنابراين يكى از نقاط اساسى اختلاف ديدگاه وهابيان با شيعه بر سر مفهوم عبادت، از همين مسئله نشأت مىگيرد كه آنان مطلق خضوع را به معناى عبادت شرعى مىدانند و قيد اعتقاد به ربوبيت و الوهيت موجود مورد خضوع را در آن لحاظ نمىكنند. در نتيجه هرجا خضوع و تعظيم از فردى ديدند، فورى او را به عبادت غير متهم مىكنند؛ درحالىكه به هيچوجه ما نمىتوانيم خضوع صرف را به معناى عبادت در شرع مقدس اسلام بدانيم.
بىشك اين تعريف از عبادت بسيار انحرافآميز و دور از معناى شرعى عبادت است. به همين سبب، شيعه صرف خضوع، تعظيم، احترام