99بىخبرى به مسئله تقرب بيرون آيد. مادامى كه انسان پرده غفلت را كنار نزده باشد، نه تنها تزكيهاى رخ نخواهد داد كه انسان جايگاه خود را در جغرافياى هستى نيز نخواهد يافت. از اين رو، در برخى آيات قرآن، علت محروميت انسان از سعادت و گرفتار شدنش به شقاوت، عامل «غفلت» دانسته شده است:
(وَ لَقَدْ ذَرَأْنٰا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ يَفْقَهُونَ بِهٰا وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لاٰ يُبْصِرُونَ بِهٰا وَ لَهُمْ آذٰانٌ لاٰ يَسْمَعُونَ بِهٰا أُولٰئِكَ كَالْأَنْعٰامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولٰئِكَ هُمُ الْغٰافِلُونَ ) (اعراف: 179)
به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم، آنها دلها [و عقلها]يى دارند كه با آن [انديشه نمىكنند و] نمىفهمند و چشمانى كه با آن نمىبينند و گوشهايى كه با آن نمىشنوند. آنها همچون چهارپايانند؛ بلكه گمراهتر. اينان همان غافلانند [؛ چراكه با داشتن همهگونه امكانات هدايت، همچنان گمراهند].
در فرهنگ قرآن كريم، «قلب»، «چشم» و «گوش» بهعنوان «ابزارهاى شناخت» انسان مطرح هستند.
با توجه به اين آيه، آنچه موجب شقاوت انسان مىشود، يا دستكم يكى از مهمترين علل و اسباب شقاوت، درست استفاده نكردن از ابزارهاى شناخت و معرفت است. كسانى كه از اين ابزارها به منظور رسيدن به حقيقت استفاده نمىكنند، مثل چهارپايان هستند؛ زيرا حيوانات نيز گوش و چشم و قلب صنوبرى را دارند، ولى با استفاده از آنها به «معرفت انسانى» دست نمىيابند.
صحنه حج، فضاى بسيار مناسبى است كه انسانها از غفلت بيرون