106گرفته بود و از نگاه او ترك آنها برايش ناممكن بود، اكنون با كمترين فشار و تحمل وا مىگذارد. از لباس كه تشخص او به آن بود، تا موى سر كه زيبايى خود را با آنها به رخ ديگران مىكشيد، همه را به فرمان الهى وا مىنهد و ترك وابستگى مىكند. اين تمرين چند روزه، براى ايجاد اين باور در حاجى است كه دلپذيرترين لذتها و جاذبههاى مادى، سستتر از آن است كه نتوان از آن دل كند. رهبر معظم انقلاب مىفرمايد:
در حج يك فرصت بسيار خوب است كه انسان بتواند از دنيا و زخارف دنيا و وابستگىها و طبقهبندىها و خطكشىها و همه آن چيزهايى كه او را از معنا دور مىكند و به ماديت و خودپرستى نزديك مىكند، جدا شود، ... و به خدا نزديك شود اين يك فرصت است. 1
احرام پوشيدن در حج، به اين معناست كه نبايد غريبه را به جاى دوست گرفت؛ بايد با اغيار، بيگانه بود و فقط با دوست طرح دوستى ريخت، همه تعلقات را كنار نهاد و دوستى معبود را در دل جاى داد.
سعدى مىگويد: خرقهپوشى در كاروان حجاز همراه ما بود. يكى از امراى عرب، او را صد دينار بخشيد تا قربانى كند. دزدان، ناگاه بر كاروان زدند و پاك ببردند. بازرگانان گريه و زارىكردن گرفتند و فرياد بىفايده خواندن؛ مگر آن درويش صالح كه بر قرار خويش مانده بود و تغيير در او نيامده. گفتم: مگر معلوم (اموال) تو را دزد نبرد؟ گفت: بلى بردند، وليكن مرا با آن [تعلق و] الفتى چنان نبود كه به وقت مفارقت، خستهدلى باشد. 2