135همين جا شيخ نوشته است: ابن وليد به كليه كتب و روايات يونس سه طريق دارد، كه يكى از آنها محمد بن عيسى بن عبيد و ديگرى صالح بن سندى و سومى اسماعيل بن مرار است. بنابراين مشخص مىشود محمد بن عيسى بن عبيد از يونس روايت منفردهاى ندارد.
مؤيد اينكه مقصود از استثنا ضعف راوى نيست اين است كه خود ابن وليد از محمد بن عيسى، با واسطه، روايت نقل كرده است.
بنابراين محمد بن عيسى ثقه است؛ چون تنها تضعيف، تضعيف ابن وليد است، كه ثابت نشد و تنها احتمال تضعيف هم نمىتواند معارض با توثيقات ذكر شده باشد. پس با توجه به تعابير نجاشى و ابن شاذان و ابن نوح و كشى مشخص مىشود وى در اعلى درجه وثاقت بوده است.
در فرض تعارض توثيقات و تضعيفات، توثيق مقدم است؛ زيرا بيشتر تضعيفات ابن وليد و شيخ صدوق به خاطر غلو و نقل روايات فضائل اهل بيت(عليهم السلام) بوده است كه در اين مورد نيز به احتمال قوى چنين بوده است. بنابراين تضعيفات حجيتى ندارد و وثاقت ثابت است.
بررسى دلالى
تقريب استدلال
لفظ «امام» در عبارت
«إِذَا شَهِدَ عِنْدَ الإِمَامِ شَاهِدَانِ...» اطلاق دارد و شامل هر حاكمى اعم از حاكم عدل و جور مىشود 1 و از آنجا كه اگر اطاعت از حاكم بر مردم واجب نباشد، امر حاكم لغو خواهد بود، مشخص مىشود تبعيت از حاكم مخالف هم واجب، و اعمالى كه طبق حكم او انجام مىشود مجزى از واقع است. 2