33پيامبر را تعيين كند، همچنين مقام امامت، يك مقام الهى است كه هرگز فردى از طريق انتخاب مردم يا انتخاب اهل حل و عقد و دايره شورا به مقام امامت نمىرسد؛ زيرا:
نخست، امامت يك نوع عهد و پيمان الهى است و بديهى است چنين كسى را بايد خداوند تعيين كند كه او طرف پيمان است.
دوم، افرادى كه رنگ ستم به خود گرفتهاند و در زندگى آنها نقطه تاريكى از ظلم - اعم از ظلم به خويشتن يا ظلم به ديگران - و حتى يك لحظه بتپرستى وجود داشته باشد، قابليت امامت را ندارند و به اصطلاح، امام بايد در تمام عمر خود معصوم باشد. آيا كسى جز خدا مىتواند از وجود اين صفت آگاه شود؟
يكى ديگر از آياتى كه ثابت مىكند امامت و خلافت، يك مقام و منصب الهى است و گزينش «امام» و «خليفه»، تنها در اختيار خداوند است، آيه يٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ (ص: 26) مىباشد.
در اين آيه مبارك، واژه «خلافت» به كار رفته و خداوند جعل خلافت را براى حضرت داود(ع) به خودش نسبت داده است.
اسماعيل بروسوى، يكى از مفسران اهلسنت، با توجه به همين آيه، خلافت را يك مقام اعطايى از جانب خداوند مىداند و مىنويسد:
وفي الآية اشارة الى معان مختلفة منها: ان الخلافة الحقيقية ليست بمكتسبة للانسان وانما هي عطاء وفضل من الله يؤتيه من يشاء كما قال تعالى
إِنّٰا جَعَلْنٰاكَ خَلِيفَةً
اي أعطيناك الخلافة. 1
اين آيه به معناهاى مختلفى اشاره دارد؛ از جمله اينكه خلافت حقيقى، براى انسان اكتسابى نيست؛ بلكه يك مقام اعطايى از جانب خدا و از فضل اوست كه به هر