86وزن استعمال شده است وحركت آخر آن نيز ساكن است.)
الف) وزن «فعََل » : دَرَسْ، عَمَلْ، صَرَفْ، فَطَرْ، كَتَبْ و...
- إختى غَسَلَت إيديا (يدَيها) : خواهرم دستهايش را شست.- هوّ دَرَسْ مْنيحْ للِامتحانْ : او براى امتحان خوب خواند. ب) وزن «فعِلِ » : سِمِعْ، لعِِبْ، عِرِفْ، دِخِلْ، رِكِبْ، رِجِعْ، تِعِبْ و...
- الولد تعِِب منْ كتِرِ اللعِِب : بچه از بازى زياد خسته شد.- هِننّ ما شِربوا الشاي : آنها چاى ننوشيدند.- إنتو فطِِرتوُا زبِدة و مُربىَّ : شما صبحانه كره و مربا خورديد.
4- فعل مضارع
الف) فصيح
:
فعل مضارع در فصيح برزمان حال دلالت مىكند. مانند: يكتُب: مىرود. و هرگاه با «س » يا «سوف » همراه باشد به زمان آينده اختصاص مىيابد. سوف (س) يكتبُ: خواهد نوشت.
ب) عامى سوريه ولبنان
: در زبان عامى فعل مضارع به سه صورت كاربرد دارد.
1- زمان حال ساده : با افزودن «ب » به اول فعل مضارع، مانند: بيأكلُ (يأكل)
(دكتر انيس فريحه بر آن است كه شايد اين گويش بازمانده يكى از لهجههاى سامى قديم است كه در اين سرزمين متداول بوده است.)
2- زمان حال استمرارى : با افزودن «عم » به اول فعل مضارع مانند: «عَم يروح »: دارد مىرود.
3- زمان آينده : با افزودن «رَح » به اول فعل مضارع
هو رَح يرُوح عَالسوء بكرا؛ هو سوف يذهبُ إلى السوق غدا.ً (او فردا به بازار خواهد رفت.)