74
1- ابتداء به ساكن : برخلاف آنچه در زبان عربى فصيح وجود دارد كه ابتداء به ساكن محال است در عربى عاميانه مىبينيم كه بسيارى از اسم ها وحتّى فعلها با ساكن شروع مىشوند.
در اسم مانند كلمات: كْتير، جْديد، مْرَشّح، مْنيح و...
و در فعلها مانند: تْفَضّل، بْتُومُر و...
2- ساكن نمودن آخر كلمه : باز هم برخلاف اصل اساسى زبان عربى كه نقش كلمات بر اساس اعراب و حركت آخر آنها تعيين مىگردد، در زبان عاميانه آخر كلمات ساكن و بدون حركت مىگردد. (مانند زبان فارسى)
3- عَيلةِ: به معناى خانواده (العائلة) و فصيح آن «الأسرة » است. البته تبديل «الف » به «ى » در سوريه و بهخصوص لبنان شايع است.
4 - «بابا، ماما » بهجاى «أبي وأمّي » بكار مىرود.
- «أخ، إخِت » در سوريه بهجاى واژه «أخي: برادر »، لفظ «خَيو » را بهكار مىبرند كه محرف «يا أخي » است.
شِبكَ خَيو؟ اشْبكَ خَي؟ چطورى برادر؟
و كلمه اخت، به صورت إختي تلفظ مىشود.
6- سِتّ: اين كلمه محرف «سيدة » به معناى «خانم » و «بانو » فارسى است. مردم مصر و سوريه و لبنان همگى اين واژه را بهكار مىبرند، آنها حضرت «زينب، سكينه، رقيه(عليها السلام) » را كه در شام مدفونند، سِتِّ زينب، سِتِّ سكينه و سِتِّ رئيه، و «سيدة نفيسة » را كه در مصر مدفون است، «سِتِّ نفيسه » و «سيدة خولة » را كه در حومه شهر «بعلبك » لبنان مدفون است: «سِتِّ خولي » مىگويند... و اين تلفظ قديمى است.
«سِتّ الكِلّ، سِتّ الحَبايب » لقبى محترمانه ودوست داشتنى براى مادر است ومنظور از «ستّ البيت » كدبانوى خانه است.
7- وَلدَ، صَبى، بنِتِ: كلمه «ولد » به معناى فرزند انسان و جمع آن «وُلاد » است، خواه مذكر باشد يا مونث ولى «صَبِي » براى فرزند مذكر يعنى پسر، جمع آن «صِبيان » و بنِت براى فرزند مؤنث يعنى دختر و جمع آن «بنات » است.