89است.
«النبى»، از ريشه نبأ به معناى خبر و بر وزن فَعيل به معناى فاعل است؛ بهعبارت ديگر، «نبى» كسى است كه از جانب خداوندمتعال خبر مىدهد؛ 1 هرچند برخى آنرا از «النبوة» و «النباوة» به معناى مرتفع شدن از زمين مىدانند؛ كه در اينصورت، مراد كسى است كه در مرتبهاى بالاتر و شريفتر از سايرين قرار گرفته است. 2 به هرحال، مراد، معناى عام كلمه نيست، بلكه رسول خاتم (ص) است.
اضافه «مسجد» به «النبى»، اضافه معنوى و از نوع اختصاصيه (لاميه) است؛ بهعبارت ديگر از آن باب كه رسول خدا (ص) براى اين مسجد فضائلى مطرح كرده و آنرا بعد از مسجدالحرام در رتبه فضيلت مىداند و گاهى اين مسجد را به خود نسبت مىدهد، 3 اين اضافه به نحو لاميه خواهد بود. 4
در اشعار «ابن مالك» و «سيوطى» در شرح آن، در علمبودن برخى از اضافهها چنين آمده است: «وشاع في الأعلام ذو الإضافة - كعبد شمس و أبي قُحافة.... و شاع في الأعلام المركبة ذو الإضافة كعبد شمس و هو عَلم لأخي هاشمبنعبد مناف و أبي قُحافة و هو عَلم لوالد أبيبكر»؛ 5بنابراين، اشكالى كه مدعى بود مسجدالنبى (ص) ، علم نيست و معرفه به اضافه است، مسموع نخواهد بود؛ زيرا در ابتداى استعمال، اضافه بوده و مسجد كه نكره است با اضافه شدن به «النبى»، معرفه و مراد مشخص شد؛ بهعبارت فنى، معرفه به اضافه بوده است؛ اما بر اثر كثرت استعمال، عَلم شده است؛ يعنى پس از شنيدن آن لفظ، ابتدا معانى