108است، منتها با كمى دقت مىفهميم «حرم» به «كوفه» حصر و محدود نشده است، بلكه كوفه به عنوان منطبق بر حرم دانسته شده، يعنى جزء حرم است. مثل اينكه مكه چنين است و همينطور در مدينه؛ اگر احتمال آخر را در اينباره نپذيريم. بنابراين، روايات مذكور «حرم اميرالمؤمنين عليه السلام » را تحديد نمىكند، بلكه برخى از اجزاء آنرا بيان كرده است. در نتيجه بايد گفت، واژه حرم در خصوص اين موضع، تنها در روايات بر شهر كوفه تطبيق شده است، و محدوده آن از روايات به دست نمىآيد.
در مورد «حرمالحسين عليه السلام » و اينكه به چه محدودهاى حرمالحسين اطلاق مىشود و مراد از آن چيست، بايد به رواياتى كه مراد از «حرمالحسين عليه السلام » را بيان مىكنند مراجعه شود كه در فصل پيشين گفتيم. چنانكه بيان كرديم در تعيين محدوده «حرمالحسين عليه السلام » حجت شرعى نداريم؛ بنابراين، واژه حرمالحسين مجمل است؛ اما چهبسا بتوان گفت مطلقاً مجمل نيست. اينكه حرمالحسين بر چه محدودهاى اطلاق مىشد و عرف زمان صدور روايات از اين واژه چه مىفهميدند، مشخص نيست. اما معناى لغوى آن چنانكه گفتيم، مكان محترم و معظم است و مصداق بارز اين تكريم و تعظيم به ساحت سيدالشهداء، محوطه داخلى بارگاه ملكوتى ايشان است؛ بهعبارت ديگر قدر متيقن، مراد از واژه «حرمالحسين عليه السلام » همين محدوده است، همانگونه كه برخى از بزرگان - چنانكه در ادامه خواهد آمد - اينگونه بيان مىكنند.
4. واژه «عند» در تركيب «عند قبرالحسين عليه السلام »
«عند»، در لغت اسم و ظرف مكان و زمان است و به معناى حضور يا قُرب و نزديكى، اعم از حسى و معنوى است؛ براى مثال در اين آيه شريفه (قٰالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتٰابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ)، (نمل: 40) در كاربرد اول، حضور معنوى و در استعمال دوم حضور حسى است. همچنين در مثال « عندالحائط » قرب حسى و گاهى نيز مثل اين آيه شريفه (عِنْدَ سِدْرَةِ