167ج: گذشت كه اين كار باعث بطلان طوافش نمىشود.
س3. آيا اعتقاد به بطلان يك شوط به تنهايى براى انصراف از آن و از سرگيرى شوطى ديگر بهجاى آن كافى است يا اينكه واجب است قصد اعراض كند و اعتقاد به فساد طواف يا سعى به تنهايى كافى نيست؟
ج: همانگونه كه گذشت، قصد اعراض به تنهايى براى اعراض و انصراف كافى است، هرچند بهخاطر اعتقاد به بطلان شوط باشد.
س 91. س1. كسى كه معتقد است طواف و سعيش با انجام عملى باطل است ولى آن عمل در واقع مبطل نباشد، چه حكمى دارد؟ مثلاً معتقد باشد كه عملى بين طواف - مانند نماز جماعت يا استراحت كوتاه يك يا دو دقيقهاى - آن طواف را باطل مىكند يا معتقد باشد نيت بايد به زبان آورده شود، يا كار ديگرى كه در واقع باعث بطلان طواف يا سعى نمىگردد.
ج: اگر بهخاطر اعتقاد به بطلان طواف از انجام آن منصرف شده و طواف جديدى را از سر بگيرد، طواف جديدش صحيح است.
س2. اگر بهخاطر اعتقاد به صحيح نبودن طواف قبلى، طواف جديدى را از سر بگيرد، چه حكمى دارد؟
ج: طواف جديد صحيح است و به اين خاطر چيزى بر عهدهاش نيست.
س3. اگر بهخاطر اعتقاد به عدم صحّت تنها يك شوط، فقط آن شوط را از سر بگيرد، چه حكمى دارد؟
ج: جايز بودن انصراف از يك شوط به تنهايى، محلّ اشكال است؛ ولى طواف اصلىاش صحيح است و مىتواند به آن اكتفا كند.