91فراهم شود. به عبارت ديگر، در اين موارد بىآنكه نظام علّى و معلولى از سوى خدا نقض شود از طريقى قابليت قابل، تكميل شده است.
در موضوع شفاعت نيز شفيع، شخصى را كه قابليت آن لطف را دارد و از طرف خدا به اين شفيع اذن و مأموريت خاصى براى شفاعت او داده شده تطهير مىكند. پيداست كه با مطهر شدن او عذاب خود به خود مرتفع مىشود. به اين ترتيب گناهكار با شفاعت تخصصاً از عذاب مىرهد يعنى ابتدا آلودگىاش برطرف شده سپس از عقاب نجات مىيابد و به بهشت وارد مىشود. هيچكس با وجود آلودگى نمىتواند به بهشت برود.
تشريح نحوه تأثير شفاعت بر دو مقدمه مبتنى است:
يك - از نظر صدرالمتألهين دنيا محل اكتساب است و در آن هم علل ذاتى و هم علل اتفاقى تأثير دارند. از اين رو محتمل است كه در دنيا شيئى خاص غايت ذاتى داشته باشد وليكن موانعى او را از رسيدن به غايت باز دارند. دنيا دار تزاحم علل است و لذا امكان دارد تغييراتى در دنيا صورت گيرد؛ مثلاً انسان شقى به سعادت برسد يا فردى مؤمن با اهمال خويش شقى شود.
دو - در آخرت باب اكتساب و تحصيل كمالات به كلى مسدود است. هر كس محدودهاى دارد كه خود نمىتواند آن را تغيير دهد. به عبارت ديگر، علل اتفاقى و غايت بالعرض در جهان آخرت تأثير ندارند و تنها علل ذاتى مانند علت فاعلى و علت غايى مىتواند در آخرت مؤثر باشد. بنابراين هر كس كه در اثر اوصاف و ملكات نفسانى خود به سرنوشت خاصى محكوم شده است هرگز نمىتواند با علل عرضى و اسباب اتفاقى و اعتبارى از آن رهايى يابد و آن سرنوشت را تغيير دهد. ملاصدرا از اين بحث چنين نتيجه مىگيرد كه تأثير شفيع هرگز نمىتواند به عنوان عليت اتفاقى باشد. وى صريحاً اظهار مىدارد كه