70رضايت حق و از نظر اعمال در گرو گناهانشان هستند مشمول شفاعت هستند. شفاعت ضابطهمند نه بر خلاف سنت تغييرناپذير خداست و نه مستلزم تغيير علم و اراده خدا و نه اعتقاد به آن مايه تجرى مردم بر معاصى مىشود.
مقدمه
موضوع شفاعت در ميان مجموعه مباحثى كه در حوزه الهيات به ويژه معادشناسى مطرح بوده است هميشه توجهات زيادى را به خود مشغول ساخته است. البته در اين باره نيز در مورد اصل شفاعت و تحقق آن همه اتفاق نظر دارند.
در درون جامعه اسلامى شايد نتوان گروهى را يافت كه از اساس منكر شفاعت باشد. حتى كسانى چون ابن تيميه حرانى دمشقى (م 727 ق) كه وهابيت بيشترين تأثير را از او و عقايد انحرافى او پذيرفت و محمد بن عبدالوهاب (م 1206 ق) مؤسس فرقه وهابيت هم با آنكه شيعه اماميه را به جهت اعتقاد به شفاعت تكفير مىكنند، 1 خود به صورت خاصى به شفاعت قائلند. ولى با وجود چنين اتفاق نظرى درباره اصل وجود شفاعت، بيشترين اختلاف نظرها در تفسير شفاعت ميان گروههاى مختلف فكرى ملاحظه مىشود. به طورى كه در تاريخ تفكر دينى مىتوان موضوع شفاعت را محور بسيارى از مشاجرات و گفتوگوهاى فراوان دانست. از سوى ديگر، حساسيت و ظرافت موضوع موجب شده است در ميان خود شيعيان نيز تصاوير مختلف و گاه