181
نقد ديدگاه عبده و رشيدرضا
عبده و رشيدرضا تصويرى نادرست از شفاعت داشته و آن را با دليل عقلى رد كردهاند. ما نيز شفاعت بدان معنا را مردود مىدانيم. شفاعتى كه مسلتزم تغيير اراده خداوند و روشن شدن مصلحتى براى خداست قطعاً امرى پذيرفتنى نيست. ولى اين تصور غلط از شفاعت چه ارتباطى با معناى صحيح آن دارد؟ آنچه مهم است بررسى آيات قرآن است و اينكه آيا شفاعت را مطلقاً نفى نمودهاند يا آنكه براى افرادى حق شفاعت قايل مىباشند؟ پس از اثبات وجود شفاعت در قرآن بايد به اين مسئله پرداخت كه معناى صحيح آن چيست و قطعاً بايد آن را به گونهاى معنا كرد كه به معناى حاكم كردن اراده شفيع بر اراده خداوند نباشد. آرى، اگر بدون دخالت پيشفرضها و علايق آيات قرآن را بررسى كرديم و از تأمّل در آيات و كاربست ضوابط عقلايى در فهم متون به اين نتيجه رسيديم كه از نظر قرآن شفاعت برخى از انسانها با شرايطى خاص پذيرفته شده است بايد تلاش كنيم تا بفهميم مقصود از شفاعتى كه قرآن براى برخى اثبات كرده چيست و اگر فرضاً نتوانستيم با در نظر گرفتن ديگر آيات و قرائن مختلف لفظى و عقلى به نتيجه خاصى برسيم، اين امر مجوزى براى نفى شفاعت و يا حمل آن بر معنايى كه هيچ قرينهاى بر آن نداريم نمىشود، بلكه بايد بگوييم: قرآن چنين
امرى را مطرح كرده، ولى من معناى صحيح و مقصود از آن را نمىدانم. بنابراين، تصوير غلط پيشين را نبايد در فهم آيات دخالت داد و به دنبال آن در پى نفى شفاعت بود، اگر ديديم برخى از آيات قرآن مثبت شفاعت است بايد متوجه شويم كه تصوير ما از شفاعت درست نيست و تلاش براى دستيابى به مقصود خداوند ضرورى است و اگر نتوانستيم به معناى مقصود از آن برسيم، نمىتوانيم جهلمان را مجوزى براى نفى اصل شفاعت قرار دهيم.