180گفتيم كه روايات بيانگر شفاعت از متشابهات است. 1 اشاره وى در آنجا به روشنى مقصودش از ماى موصوله در اين عبارت را مشخص مىكند. 2
عبده ذيل آيه:
اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاٰ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاٰ نَوْمٌ لَهُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مٰا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مٰا خَلْفَهُمْ... (بقره: 255)
به سخنان پيشين خود درباره آيات شفاعت اشاره كرده مىگويد: قبلاً گفتيم كه چنين استثنايى إِلاّٰ بِإِذْنِهِ براى تأكيد نفى است و به اين صورت، بين آياتى كه شفاعت را بدون استثنا نفى مىكنند و بين آياتى كه در آنها اين استثنا است، جمع مىكنيم و نيز گفتيم: رواياتى كه شفاعت را طرح كردهاند از متشابهاتاند و شيوۀ سلف و خلف در قبال آنها يكسان نيست. پس يا معناى شفاعتى را كه در روايات مطرح شده به خداوند واگذار مىكنيم يا آن را بر دعايى كه خداوند به دنبال آن آنچه را در علم ازلىاش بود انجام مىدهد، حمل مىكنيم و قطع داريم كه شافع علم خدا را تغيير نداده و اثرى در اراده حق نخواهد گذاشت. و چون خداوند به دنبال دعاى بندهاش آنچه را كه در علم ازلى خود سبقت گرفته بود محقق مىسازد، كرامت خداوند نسبت به وى آشكار مىشود. 3رشيدرضا پس از بيان كلام عبده مىنويسد: « وبهذا فسر الشفاعة شيخ الاسلام ابن تيميه .» 4