175مذهبى معاصر است و برخى پذيرش آن را با توحيد ناسازگار تلقى مىكنند، نشان دادن دلالت آيات بر شفاعت و ثمربخشى آن در تحكيم اعتقادات صحيح و نفى شبهات در اين زمينه از اهميت بسزايى برخوردار است.
علامه طباطبايى در تفسير آيات مربوط به شفاعت و در بحث مستقلى كه ذيل آيه 48 سوره «بقره» درباره شفاعت دارد، به مطالب تفسير المنار درباره شفاعت نيز نظر داشته و مدعاى پديدآورندگان آن مبنى بر نفى شفاعت در تمام آيات را نقد كرده است؛ 1 ولى به صورت مشخص دستهبندى پديدآورندگان المنار از آيات شفاعت و سخنان آنان در عدم دلالت قرآن بر شفاعت را نقل نمىكند. در تفاسير موضوعى و كتابهايى كه به صورت مستقل شفاعت را بررسى كردهاند، بهطور خاص ديدگاه تفسير المنار بررسى نگرديده است. بنابراين، طرح ديدگاه پديدآورندگان تفسير المنار درباره دلالت آيات و نقد آن به صورت مستقل امرى ضرورى است.
شيوه بحث نوشتار حاضر اينگونه است كه پيش از پرداختن به معنى و حقيقت شفاعت، به اصل نفى يا اثبات آن از منظر آيات قرآن پرداختهايم؛ چراكه به نظر ما اثبات اصل دلالت يا عدم دلالت آيات بر وجود شفاعت بر بحث از حقيقت آن مقدم است؛ زيرا اگر اثبات شود آيات دلالتى بر آن ندارد بحث از حقيقت شفاعت قرآنى بىمعناست و اگر دلالت آيات بر شفاعت اثبات شود، به فرض اگر نتوانيم به معناى صحيح شفاعت دست يابيم مجوزى براى نفى آن نداريم و اتفاقاً يكى از اشتباهات پديدآورندگان المنار همين است كه ابتدا براى شفاعت معنايى نادرست تصوير كرده و سپس در پى بررسى آيات برآمدهاند.
تذكر اين نكته لازم است كه ما در اين بحث به روايات مربوط به شفاعت و نيز آياتى كه در آنها لفظ شفاعت وجود ندارد ولى به استناد روايات بر شفاعت