146است. همچنين، اين مقاله تلاش مىنمايد تا با كاربردى ساختن آموختههاى فلسفى و مرتبط ساختن آن با آموزههاى كلامى و مبانى عقيدتى، به رفع شبهاتى كه در مورد شفاعت مطرح گرديده، بپردازد.
تقرير ديدگاه ابن تيميه
قبل از آنكه به بيان عقايد ابن تيميه بپردازيم، بايد به اين نكته اساسى توجه كنيم كه محمد بن عبدالوهاب به كتابهاى ابن تيميه و شاگرد وى ابن قيم اهميت فراوان مىداد و آنها را بسيار مطالعه مىكرد. بنابراين، ابن تيميه معلم فكرى و منبع الهام مؤسس فرقه وهابيت است.
در حقيقت ابن تيميه بر خلاف آنچه مشهور است، هرگز منكر شفاعت نيست، بلكه آن را به عنوان يك اصل مسلّم اسلامى پذيرفته است. وى پيغمبر اسلام (ص) را شفيع خلق و صاحب مقام محمود مىداند كه همه مردم از اولين تا آخرين نفر به حضرت غبطه مىخورند. 1
اما نكته قابل توجه در عقايد او اين است كه مىگويد شفاعت را بايد از خداوند خواست و حق نداريم كه مستقيماً از خود شفيعان، طلب شفاعت كنيم، بلكه بايد از خداوند بخواهيم كه شفاعت شفيعان را در حق ما بپذيرد. چون رسولخدا و اولياى الهى از پيش خود و بدون اذن خداوند قدرت شفاعت كردن ندارند، ما حق نداريم از ايشان بخواهيم در حق ما شفاعت كنند و هر كس عمل غير مقدورى را از آنان بخواهد، براى خدا شريك قرار داده است. بنابراين،