79
د) زيارت قبور بقيع
1. عن عائشة أنّها قالت: خرج رسول الله (ص) من عندى فظننت أنّه خرج إلى بعض نسائه، فتتبّعته حتى جاء البقيع فسلّم و دعا ثمّ انصرف، فسألته أين كنت؟ فقال: أمرت أن آتى أهل البقيع فأدعو لهم و أصلّى عليهم. 1
عايشه گويد: رسولخدا (ص) از پيش من بيرون رفت، گمان كردم نزد يكى از همسران خود مىرود، دنبال او راه افتادم تا اينكه به بقيع رسيد، آنگاه بر آنان درود فرستاد و دعا خواند سپس برگشت. از وى پرسيدم: كجا بودى؟ فرمود: «من مأمور شدم به بقيع بروم و بر آنان سلام بفرستم و دعا كنم.»
2. ابن ماجه نيز چنين نقل كرده است:
عن عائشة أنّها قالت: فقدته - تعني النبي (ص) - فإذا هو بالبقيع فقال:السلام عليكم دار قوم مؤمنين، انتم لنا فرط و إنّا بكم لاحقون، اللهم لا تحرمنا أجرهم و لا تفتنّا بعدهم. 2
عايشه گويد: پيامبر (ص) را گم كرده بودم [در جستجويش برآمدم] آنگاه وى را در بقيع يافتم كه مىفرمود: «درود بر شما كه در سراى مؤمنان هستيد، شما بر ما پيشى گرفتهايد و ما نيز به شما مىپيونديم.
خدايا! ما را از پاداش آنان محروم مساز و پس از آنان به فتنه گرفتار مكن!
3. عن عائشة أنّها قالت: كان رسول الله (ص) - كلّما كان ليلتها من رسول