51 علمى خويش دست يافتند. «شهيد مطهرى» رحمه الله دراينباره مىنويسد:
اين مرد (محيىالدين عربى)، مسافرتهاى زيادى به دنياى اسلام كرد. اولاً سالهاى زياد مجاور مكه بوده و مجاورت مكه و بيتالله الحرام و مجاورت قبر مقدس پيغمبر اكرم (ص) جزء چيزهايى بوده كه عرفا براى خودشان لازم مىدانستهاند كه يك مدتى در اين مكانها باشند و مجاور باشند و براى مجاورت اين مكان هم يك آثار خاصى قائل بودند. نه تنها عرفا، غير عرفا (علما) هم همين جور [بودند.] شما مىبينيد «زمخشرى» اهل ماوراءالنهر است؛ اهل شمال ايران قديم؛ يعنى اهل سرزمين شوروى فعلى؛ سرزمين بسيار سردسير. از آنجا حركت مىكند و مىآيد سالهاى زياد، مجاور سرزمين داغ مكه مىشود كه من تعجب مىكنم يك آدمى كه عادتش بوده كه در سرزمينهاى سرد زندگى كند، اين چه ايمانى بوده و اين چه شورى بوده كه ساليان دراز اين مرد را مجاور بيتالله الحرام مىكند كه ملقب مىشود به «جارالله» (همسايه خدا). در تفسير كشاف، در يكى از آيات سوره عنكبوت مىگويد: «شما اثر مكانها را غافل نباشيد و هر كسى كه سالها مجاور خانه كعبه باشد مىفهمد كه يك آثار معنوى در اين مجاورت هست كه در غير آنجا نيست». يا همين «مجدالدين فيروز آبادى شيرازى»، صاحب «قاموس»، سالها مجاور مكه بوده است.
غرض اينكه اين امر، اختصاص به عرفا ندارد و غير عرفا هم از ادبا، فقها، شيعه و سنى چنين بودهاند. شما مىبينيد كه «امين استرآبادى»، سالها مىرود در مكه و مدينه مجاور مىشود و «فوائدالمدنيه» را مىنويسد. «بحرالعلوم» سالها مجاور در مكه بوده است.
محىالدين عربى هم سالها مجاور مكه بوده و «فتوحات» خودش را، كه از يك نظر بزرگترين كتاب عرفانى است، در مكه نوشته است و به همين