110 مىكنند و براى زيارت آن حضرت، مسافتهاى دور و مشقتبار را مىپيمايند و در اينراه، اموال خود را انفاق مىكنند و از خون دل خود خرج مىكنند و معتقد هستند كه اين كار، از بزرگترين قربات و اسباب قرب است و آن كه مىپندارد كه اين جماعت عظيم و فراوان زوار، در همه اين زمانها، بر خطا هستند، خود خطا كرده است و محروم است و اين پندار كه آن همه مردم در واقع به قصد انجام طاعات ديگر به اين سرزمين مىشتابند، نه به صرف سفر براى زيارت، زورگويى و عناد است؛ چراكه ما علم داريم كه اكثر آنها در خاطرشان جز صِرف زيارت، [چيز ديگرى] خطور نمىكند. 1
ابنحجر مكى پس از آوردن دليل اجماع، مىافزايد:
اگر بگويى كه چگونه ادعاى اجماع بر مشروعيت «زيارت» و «سفر به انگيزه زيارت آن حضرت» مىكنى، درصورتى كه ابنتيميه، از متأخران حنبلىها، منكر مشروعيت تمام گفتهها در اينباره است، چنانكه «سُبكى» خطش (خط ابنتيميه) را در اين مورد، مشاهده كرده است، در استدلال او در اينباره، كه گوش از شنيدن آنها ناراحت است و طبع، تنفر دارد، بلكه او پنداشته كه سفر براى زيارت آن حضرت به اجماع علما حرام است و بايد نماز در آن سفر شكسته شود و او تمام احاديث وارده در اينباره را ساختگى دانسته و بعضى از همفكرانش نيز از او پيروى كردهاند!
در پاسخ مىگوييم: ابنتيميه كيست كه در امور مذهبى به او و گفتهاش توجه و اعتماد شود؟ مگر جز اين است كه جمعى از بزرگان مذهب، گفتار فاسد و دلايل بىاساسش و زشتى اوهام و افكار پليدش را آشكار نمودهاند؟ چنانكه «عزبنجماعه» دربارهاش گفته است: «او بندهاى است كه خدا او را گمراه كرده و به او لباس خوارى و ذلت پوشانده و در اثر كثرت دروغ و افترا، او را در